پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

بهار و لاله ما بی گل و پیاله گذشت

پیاله یی نکشیدیم و دور لاله گذشت

نیافت در گره غنچه ی دلم سببی

صبا که در چمن گل به صد رساله گذشت

غریق بحر امیدم که در سفینه ی نوح

به یک لطیفه بلای هزار ساله گذشت

شراب عشق تو ما را حواله ی ازلیست

بیار جام که نتوان ازین حواله گذشت

توان گذشت ز قید گل و بهار ولی

نمی توانم از آن عنبرین کلاله گذشت

ز گریه گلشن عیشم چو کشت ویرانست

که چند سال بر او سیلهای ژاله گذشت

چو عندلیب غزلخوان در آرزوی گلی

تمام عمر فغانی به آه و ناله گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵دوش جان زندگی از چشمه ی حیوان تو داشت
  2. شمارهٔ ۶۶گل خود روی مرا بوی بنی آدم نیست
  3. شمارهٔ ۶۷باز آن رخ شکفته عرقناک بهر چیست
  4. شمارهٔ ۶۸هرگز به ازین پسر نبودست
  5. شمارهٔ ۶۹گواه حال مستی بمکتب چشم پر خوابت
  6. شمارهٔ ۷۰پیش تو ناز سروسهی جز نیاز چیست
  7. شمارهٔ ۷۱غریب کوی تو بی ناله ی حزین ننشست
  8. شمارهٔ ۷۲آنکه از لوح جفا نوک قلم باز گرفت
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.