پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

آنکه به تیزی زبان نرم کند ادیب را

نیست گناه اگر کشد عاشق بی نصیب را

نالهٔ مرغ بوستان گریه کی آرد اینقدر

من که بهانه ساختم نغمهٔ عندلیب را

آب حیات کی شود روزی ناکسی چو من

من به هلاک خود خوشم غصه مده رقیب را

عشق چو پنجه زد به جان‌، تیغ رسد به استخوان

هست کشنده درد من‌، نیست گنه طبیب را

کی دل یوسف حزین یار شود به مصر‌یان

بلکه وفای دیگران بند بود غریب را

بعد نماز چون بود وعده به طرف بوستان

دل چه تحمل آورد زمزمهٔ خطیب را

بزم وصال گرم شد خیز فغانی از میان

دانهٔ دل سپند کن جلوه‌گه حبیب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵وبال گشت گل باده بر پلاس مرا
  2. شمارهٔ ۳۶گر به شمشیر جفا پاره کنی سینهٔ ما
  3. شمارهٔ ۳۷نخواهد گشت خالی ساغر می شادکامان را
  4. شمارهٔ ۳۸دارد زبون به تیغ زبان طعنه‌گو مرا
  5. شمارهٔ ۳۹هرگز نظر به کام نیالوده‌ایم ما
  6. شمارهٔ ۴۰ای بر دلم ز وعدهٔ خام تو داغ‌ها
  7. شمارهٔ ۴۱چندم خراشی از سخن تلخ سینه را
  8. شمارهٔ ۴۲مدامت چهره گلگون از شراب لاله‌گون بادا
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.