پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

ای بر دلم ز وعدهٔ خام تو داغ‌ها

شب‌ها در انتظار تو سوزم چراغ‌ها

بس روی آتشین که به یادت به خاک ماند

چون برگ‌های لاله بر اطراف باغ‌ها

عیشت مدام باد که مستان بزم تو

دارند از آب خضر لبالب ایاغ‌ها

یارب ز جیب دامن پیراهن که بود

این بوی خوش که ساخت معطر دماغ‌ها

از شوق آهوی تو فغانی بدیده رفت

چندانکه یافتند نشانش به راغ‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲مدامت چهره گلگون از شراب لاله‌گون بادا
  2. شمارهٔ ۴۳بسوز ای شمع خوبان عاشق دیوانهٔ خود را
  3. شمارهٔ ۴۴خدا را صاف کن با ما دل بی‌کینهٔ خود را
  4. شمارهٔ ۴۵آه که‌امشب دیده‌ام خوابی که می‌سوزد مرا
  5. شمارهٔ ۴۶بر دل فزود خال تو داغی دگر مرا
  6. شمارهٔ ۴۷خراش سینه شد امروز عیش دینهٔ ما
  7. شمارهٔ ۴۸زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را
  8. شمارهٔ ۴۹آزاد تر از بلبل باغست دل ما
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.