پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

عرضه مده به دور گل ساغر لاله‌گون مرا

کز می و گل نمی‌رسد فایده جز جنون مرا

بود به بوی گلرخی میل دلم سوی چمن

خاصه که خود نسیم گل آمده رهنمون مرا

اهل صلاح را به کف ساغر شهد و شیر به

من که خراب و عاشقم باد حواله خون مرا

هر نفسم زنی به سر سنگ ملامت دگر

از همه ای پری مگر یافته‌ای زبون مرا

شد چو فغانیم بدن سوختهٔ پلاس غم

چرخ کبود گو مده اطلس نیلگون مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶چشم از دو جهان دوخت تماشای تو ما را
  2. شمارهٔ ۲۷صبح است و جلوه داده مستان پیاله‌ها را
  3. شمارهٔ ۲۸آنم که سر نمیکشم از خنجر بلا
  4. شمارهٔ ۲۹در طاعت و عشرت به قرار است دل ما
  5. شمارهٔ ۳۰که برفروخت به می چهر آفتاب مرا
  6. شمارهٔ ۳۱بسوی من نظر مهر نیست ماه مرا
  7. شمارهٔ ۳۲ساقیا بیدار گردان چشم خواب‌آلوده را
  8. شمارهٔ ۳۳آنکه به تیزی زبان نرم کند ادیب را
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.