پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۵

ای فتنه ی جمالت روی چو ماه یوسف

نیرنگ ساز خالت چشم سیاه یوسف

پیش تو مهوشان را رخ بر زمین طاعت

چون سجده ی کواکب در خوابگاه یوسف

غافل مشو که اخوان چون سر کشند ناگه

گرد و بال گیرد طرف کلاه یوسف

از چشم اهل مجلس چون سیل فتنه بارد

جا دارد اینکه باشد زندان پناه یوسف

در خشکسال هجران یعقوب را چه حاصل

گر آب خضر آید بیرون ز چاه یوسف

از چشم پیر کنعان شاید که تا لب نیل

در بارد ابر نیسان در پیش راه یوسف

قلب سیه فغانی آنجا چه وزن دارد

چین و چگل طفیلست در یک نگاه یوسف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۷جانم افگارست و تن بیمار و دل خون از فراق
  2. شمارهٔ ۳۶۸یارم اگر به مهر کشد یا به کین چه باک
  3. شمارهٔ ۳۶۹تا کی روم ز کوی تو غمگین و دردناک
  4. شمارهٔ ۳۷۰دارم ز پسته ی تو بدل آتشین نمک
  5. شمارهٔ ۳۷۱محروم باد چشم من از گلشن وصال
  6. شمارهٔ ۳۷۲سروت که لاله رنگ شد از باده ی زلال
  7. شمارهٔ ۳۷۳ای فروغ جوهر حسنت برون از خط و خال
  8. شمارهٔ ۳۷۴خوبان دل غمناک ندانند چه حاصل
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.