پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۹

تا کی روم ز کوی تو غمگین و دردناک

در دیده آب گشته و بر رخ نشسته خاک

از خون غنچه ی دل احباب کن حذر

ای دامنت چو برگ گل نوشکفته پاک

پیش نسیم بسکه گریبان گشاده یی

دارم دلی ز دست تو چون غنچه چاک چاک

پیوند ما چو با سر زلف تو محکمست

سر رشته ی حیاتم اگر بگسلد چه باک

صید حرم که ساخت خدا قتل او حرام

می خواهد از خدا که بتیغت شود هلاک

در تنگنای هجر فغانی گشاد دل

از ناله ی حزین طلب و آه دردناک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۱محروم باد چشم من از گلشن وصال
  2. شمارهٔ ۳۷۲سروت که لاله رنگ شد از باده ی زلال
  3. شمارهٔ ۳۷۳ای فروغ جوهر حسنت برون از خط و خال
  4. شمارهٔ ۳۷۴خوبان دل غمناک ندانند چه حاصل
  5. شمارهٔ ۳۷۵دلم صد پاره و نقش تو در هر پاره‌ای دارم
  6. شمارهٔ ۳۷۶عشقم بلای جان شد، آن لعل آتشین هم
  7. شمارهٔ ۳۷۷پروانه یی که رنجد از درد و داغ مردم
  8. شمارهٔ ۳۷۸چند گردیم درین دیر کهن پیر شدیم
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.