پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۸

یارم اگر به مهر کشد یا به کین چه باک

من کشتهٔ ملامت و دردم ازین چه باک

در خنده‌اش هزار گشادست زیر لب

از ناز اگر زند گرهی بر جبین چه باک

من بر دو کون دست فشاندم برای او

او گر به من ز قهر فشاند آستین چه باک

مرغی که دارد از چمن آسمان نصیب

گر دانه‌ای نیافت ز کشت زمین چه باک

گیرم که اهرمن برد انگشتری ملک

چون نام دیگری‌ست نشان نگین چه باک

جایی که صد همای نیابند استخوان

مور حقیر اگر نبرد انگبین چه باک

دشمن ز آه گرم فغانی حذر نکرد

آتش‌پرست را ز دم آتشین چه باک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۰دارم ز پسته ی تو بدل آتشین نمک
  2. شمارهٔ ۳۷۱محروم باد چشم من از گلشن وصال
  3. شمارهٔ ۳۷۲سروت که لاله رنگ شد از باده ی زلال
  4. شمارهٔ ۳۷۳ای فروغ جوهر حسنت برون از خط و خال
  5. شمارهٔ ۳۷۴خوبان دل غمناک ندانند چه حاصل
  6. شمارهٔ ۳۷۵دلم صد پاره و نقش تو در هر پاره‌ای دارم
  7. شمارهٔ ۳۷۶عشقم بلای جان شد، آن لعل آتشین هم
  8. شمارهٔ ۳۷۷پروانه یی که رنجد از درد و داغ مردم
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.