پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶

ما شسته‌ایم ز آینهٔ دیده گرد غیر

زین نقشخانه جلوهٔ او دیده‌ایم خیر

فارغ بود دل از مدد شیخ خانقاه

آن را که جذب پیر مغان می‌کشد به دیر

ماییم و طوف کعبهٔ کوی پریوشان

قطع نظر ز ملک سلیمان و وحش و طیر

میل ریاض دهر نبود از عدم مرا

اینجا به عشق لاله‌رخان آمدم به سیر

دامن‌کشان به خون فغانی چو بگذری

پوشیده دار جلوهٔ حسنت ز چشم غیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۸شب هجرم خوش آمد ناله و فریاد از آن خوش‌تر
  2. شمارهٔ ۳۱۹شکر خدا که با من بیدل نشست یار
  3. شمارهٔ ۳۲۰دلا به گوشه ی آن چشم شرمناک نگر
  4. شمارهٔ ۳۲۱خیز ای ندیم و مجمره ی عود برفروز
  5. شمارهٔ ۳۲۲هلاک جانم از آن خط دلکشست هنوز
  6. شمارهٔ ۳۲۳خورشید من امروز به شکل دگری باز
  7. شمارهٔ ۳۲۴مست آمدی کرشمه‌کنان در قبای ناز
  8. شمارهٔ ۳۲۵رخ برفروز و خون دلم را روانه ساز
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.