پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۴

مست آمدی کرشمه‌کنان در قبای ناز

زینگونه نازنین که تویی هست جای ناز

بخرام و ناز کن که خدا در ریاض حسن

آراست سرو قد ترا از برای ناز

هر جا که هست، غمزه و نازست کار تو

دل مبتلای غمزه و جانم فدای ناز

یکدم که دست داد ملاقات وصل تو

شد فوت فرصتم همه در ماجرای ناز

جور و جفای غمزه و ناز تو می‌کشم

افغان ز جور غمزه و آه از جفای ناز

هر ذره‌ام فریفتهٔ ناز پیشه‌ایست

کافر مباد پیش بتان مبتلای ناز

از بهر اضطراب فغانی بیقرار

پیوسته باد بر سر سروَت هوای ناز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۶ما گرفتاریم بر ما ناوک بیداد ریز
  2. شمارهٔ ۳۲۷چون یار شدی مهر و وفا گم نکنی باز
  3. شمارهٔ ۳۲۸این نخل تازه بین که ندیدست خار کس
  4. شمارهٔ ۳۲۹دارم از غنچه ی لعل تو خطایی که مپرس
  5. شمارهٔ ۳۳۰از جان من حکایت جانان من بپرس
  6. شمارهٔ ۳۳۱زین بحر نیلگون دم آبی ندید کس
  7. شمارهٔ ۳۳۲آلوده بمی لعل ترا چون نگرد کس
  8. شمارهٔ ۳۳۳هیچ دولت تا ابد باقی نمی ماند بکس
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.