پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

ما گرفتاریم بر ما ناوک بیداد ریز

سوسن و گل در کنار مردم آزاد ریز

قطره ی خونابه ام در آتش گلخن فگن

پاره ی خاکسترم در رهگذار باد ریز

خار خشک ما سزاوار سموم آتشست

آسمان گو آب رحمت بر گل و شمشاد ریز

ایکه با شیرین لبالب میزنی جام مراد

جرعه یی گر می توانی بر گل فرهاد ریز

استخوانم ریخت وز نو مینهم بنیاد عشق

از پر خود ای هما گردی برین بنیاد ریز

خواهد از بسیاری غم بردنم خواب عدم

جرعه یی از ساغر خود بر من ناشاد ریز

برگذرگاه فغانی خار هم باشد دریغ

ای صبا نسرین و گل بر منزل آباد ریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸این نخل تازه بین که ندیدست خار کس
  2. شمارهٔ ۳۲۹دارم از غنچه ی لعل تو خطایی که مپرس
  3. شمارهٔ ۳۳۰از جان من حکایت جانان من بپرس
  4. شمارهٔ ۳۳۱زین بحر نیلگون دم آبی ندید کس
  5. شمارهٔ ۳۳۲آلوده بمی لعل ترا چون نگرد کس
  6. شمارهٔ ۳۳۳هیچ دولت تا ابد باقی نمی ماند بکس
  7. شمارهٔ ۳۳۴آتشم در جان و در دل حسرت جامست و بس
  8. شمارهٔ ۳۳۵به بستر افتم و مردن کنم بهانهٔ خویش
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.