پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۰

دلا به گوشه ی آن چشم شرمناک نگر

تو پاک آمده یی پاک باش و پاک نگر

مزاج حسن لطیفست و طبع عشق غیور

جفای یار نخواهی بترس و باک نگر

چرا فریفته ی چرخ و انجمی شب و روز

گهی به حال فرورفتگان خاک نگر

بخون پاک شهیدان اگر شراب خوری

ز کاو کاو نظر عرصه ی مغاک نگر

چو آب و آینه با خلق صاف و یکروییم

صفای خاطر رندان سینه چاک نگر

به آن مرو که می از ساغر مسیح خوری

مآل حال نگه کن دم هلاک نگر

چه بیخودیست فغانی سر از شراب برآر

هزار خانه خراب از زمین تاک نگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۲هلاک جانم از آن خط دلکشست هنوز
  2. شمارهٔ ۳۲۳خورشید من امروز به شکل دگری باز
  3. شمارهٔ ۳۲۴مست آمدی کرشمه‌کنان در قبای ناز
  4. شمارهٔ ۳۲۵رخ برفروز و خون دلم را روانه ساز
  5. شمارهٔ ۳۲۶ما گرفتاریم بر ما ناوک بیداد ریز
  6. شمارهٔ ۳۲۷چون یار شدی مهر و وفا گم نکنی باز
  7. شمارهٔ ۳۲۸این نخل تازه بین که ندیدست خار کس
  8. شمارهٔ ۳۲۹دارم از غنچه ی لعل تو خطایی که مپرس
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.