پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۱

یا مرا کامی ده از لعل شراب‌آلود خویش

یا هلاکم کن به زهر چشم خواب‌آلود خویش

خندهٔ شیرین لبالب ساز با دشنام تلخ

از گدایان کم مکن لطف عتاب‌آلود خویش

در چمن بند قبا بگشا و جیب غنچه را

نکهتی بخش از گریبان گلاب‌آلود خویش

تا به کی ای سرو چمن گل در عرق داری نگاه

از حیا خوی کرده رخسار حجاب‌آلود خویش

پیش آن لب‌ها فغانی از سؤال بوسه مرد

زنده کن او را به دشنام جواب‌آلود خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۳فغان ز بازی اسب و هوای خانه ی زینش
  2. شمارهٔ ۳۴۴از پی دل مرو و عاشق بی باک مباش
  3. شمارهٔ ۳۴۵می‌رسد عشق و دل افسرده می‌آرد به جوش
  4. شمارهٔ ۳۴۶چه ترکیبست یا رب در ته پیراهن اندامش
  5. شمارهٔ ۳۴۷من نه آنم کز لب لعل تو یابم کام خویش
  6. شمارهٔ ۳۴۸گر بنگری در آینه روی چو ماه خویش
  7. شمارهٔ ۳۴۹تا چند دردسر کشم از گفتگوی خویش
  8. شمارهٔ ۳۵۰فردا که هر غنیم نماید غنیم خویش
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.