پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۶

رمید از خواب چشمان عتاب آلوده بینیدش

بخونم تشنه لبهای شراب آلوده بینیدش

برامد خواب کرده از چمن تا جان دهد عاشق

نشان برگ گل بر روی خواب آلوده بینیدش

چه می پرسی که از بوی که پیراهن قبا کردی

چو برگ گل گریبان گلاب آلوده بینیدش

ندارد شمع من تاب جواب گفت بیگانه

لب خندان و گفتار حجاب آلوده بینیدش

بدشنامم زبان بیرون کند چون بوسه‌ای خواهم

مرا کشت آن پسر ناز جواب آلوده بینیدش

چه کس باشد فغانی تا نویسد نکته یی زان لب

ز خون دل ورق‌های کباب آلوده بینیدش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۸برغم من بحریفان می شبانه مکش
  2. شمارهٔ ۳۳۹به غایت تلخ گفتارست در می لعل میگونش
  3. شمارهٔ ۳۴۰کو مطربی که مست شوم از ترانه اش
  4. شمارهٔ ۳۴۱یا مرا کامی ده از لعل شراب‌آلود خویش
  5. شمارهٔ ۳۴۲که فتاد در فراقت که نسوختی تمامش؟
  6. شمارهٔ ۳۴۳فغان ز بازی اسب و هوای خانه ی زینش
  7. شمارهٔ ۳۴۴از پی دل مرو و عاشق بی باک مباش
  8. شمارهٔ ۳۴۵می‌رسد عشق و دل افسرده می‌آرد به جوش
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.