پرش به محتوای اصلی
بابافغانی

بابافغانی

غزلیات

۵۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ امشب از آهم مشو گرم و مسوزانم چو شمع
  2. شمارهٔ ۳۶۲ تا بکی خندیدن و دل گرمی افزودن چو شمع
  3. شمارهٔ ۳۶۳ میگدازم دیده تا یکروزه موجودم چو شمع
  4. شمارهٔ ۳۶۴ مرا که تیره شد از کثرت گناه چراغ
  5. شمارهٔ ۳۶۵ ای فتنه ی جمالت روی چو ماه یوسف
  6. شمارهٔ ۳۶۶ خرم شبی که گردد معشوق یار عاشق
  7. شمارهٔ ۳۶۷ جانم افگارست و تن بیمار و دل خون از فراق
  8. شمارهٔ ۳۶۸ یارم اگر به مهر کشد یا به کین چه باک
  9. شمارهٔ ۳۶۹ تا کی روم ز کوی تو غمگین و دردناک
  10. شمارهٔ ۳۷۰ دارم ز پسته ی تو بدل آتشین نمک
  11. شمارهٔ ۳۷۱ محروم باد چشم من از گلشن وصال
  12. شمارهٔ ۳۷۲ سروت که لاله رنگ شد از باده ی زلال
  13. شمارهٔ ۳۷۳ ای فروغ جوهر حسنت برون از خط و خال
  14. شمارهٔ ۳۷۴ خوبان دل غمناک ندانند چه حاصل
  15. شمارهٔ ۳۷۵ دلم صد پاره و نقش تو در هر پاره‌ای دارم
  16. شمارهٔ ۳۷۶ عشقم بلای جان شد، آن لعل آتشین هم
  17. شمارهٔ ۳۷۷ پروانه یی که رنجد از درد و داغ مردم
  18. شمارهٔ ۳۷۸ چند گردیم درین دیر کهن پیر شدیم
  19. شمارهٔ ۳۷۹ زبان در ذکر و در دل نقش زلف یار می بندم
  20. شمارهٔ ۳۸۰ شود در گلشنم دل چاک و در مجلس جگر خون هم
  21. شمارهٔ ۳۸۱ ز رشک همدمانش بس که جوشد هر نفس خونم
  22. شمارهٔ ۳۸۲ از کوی تو چون باد بر آشفتم و رفتم
  23. شمارهٔ ۳۸۳ خوش آن حالت که در روی گلی نظاره می‌کردم
  24. شمارهٔ ۳۸۴ همه شب دارم از دل بادهٔ نابی که من دانم
  25. شمارهٔ ۳۸۵ ز غم جان می‌دهم چون دلربای خود نمی‌بینم
  26. شمارهٔ ۳۸۶ دلم پیاله ی خون جام لاله گون چکنم
  27. شمارهٔ ۳۸۷ بیتو شامی که چراغ طرب افروخته ام
  28. شمارهٔ ۳۸۸ به بویت صبحدم گریان به گلگشت چمن رفتم
  29. شمارهٔ ۳۸۹ دل گشت خون و داد بگریه سرای چشم
  30. شمارهٔ ۳۹۰ مرا که دل نگذارد که بیتو آب خورم
  31. شمارهٔ ۳۹۱ هرگز به وصلت ای گل رعنا نمی رسم
  32. شمارهٔ ۳۹۲ شب آمد هرکسی را روی در کاشانه‌ای یابم
  33. شمارهٔ ۳۹۳ ببزمت گر بپهلوی رقیبان جا نمی کردم
  34. شمارهٔ ۳۹۴ ای غنچه تو چشمه ی نوش و نبات هم
  35. شمارهٔ ۳۹۵ من آشفته هم در خواب مستی کاش می‌مردم
  36. شمارهٔ ۳۹۶ هر دم اندیشه ی ان شوخ ستمکاره کنم
  37. شمارهٔ ۳۹۷ بس بینوا ز ساقی خود دور مانده ام
  38. شمارهٔ ۳۹۸ تا بکی در کنج خلوت گرد بیحاصل خوریم
  39. شمارهٔ ۳۹۹ قدح بیار که من خانه سوز و دیر پرستم
  40. شمارهٔ ۴۰۰ سحر ز میکده گریان و دردناک شدم
  41. شمارهٔ ۴۰۱ رفتیم و گرد هستی از کوی یار بردیم
  42. شمارهٔ ۴۰۲ مست گشتم سر ز قید هوشیاران می‌برم
  43. شمارهٔ ۴۰۳ ما نخل خرد از بن و پیوند شکستیم
  44. شمارهٔ ۴۰۴ ما بهر ساقیان دل فرزانه سوختیم
  45. شمارهٔ ۴۰۵ رفتم ز کوی تو، چو مقامی نداشتم
  46. شمارهٔ ۴۰۶ لب از می شسته وز آب لطافت روی چون گل هم
  47. شمارهٔ ۴۰۷ چنین که پیش نظر صورت نکوی تو دارم
  48. شمارهٔ ۴۰۸ دیده را فرش حریم حرمت ساخته ام
  49. شمارهٔ ۴۰۹ ما رند خراباتی و معشوق پرستیم
  50. شمارهٔ ۴۱۰ خوش آن مستی که چون بر آستان او جبین مالم
  51. شمارهٔ ۴۱۱ امشب چراغ دل بحضور تو سوختم
  52. شمارهٔ ۴۱۲ شب آن بدمهر را با غیر چون یکرنگ می‌دیدم
  53. شمارهٔ ۴۱۳ متاب آن رخ ز من یک دم که در کوی تو می‌آیم
  54. شمارهٔ ۴۱۴ چندانکه رفته ام بچمن گل ندیده ام
  55. شمارهٔ ۴۱۵ مبین، که تاب نگاه تو آفتاب ندارم
  56. شمارهٔ ۴۱۶ اسیر لطف و گرفتار خشم و ناز توام
  57. شمارهٔ ۴۱۷ جدا زان ماهر و امشب به دل دردی عجب دارم
  58. شمارهٔ ۴۱۸ گرچه طور رندی و بدنامی از حد می‌برم
  59. شمارهٔ ۴۱۹ آه کز هجر تو شب‌ها باده خون دانسته‌ام
  60. شمارهٔ ۴۲۰ ما نقد جان بگوشه ی میخانه برده ایم

متن اشعار به نقل از گنجور.