پرش به محتوای اصلی
بابافغانی

بابافغانی

غزلیات

۵۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ رفتیم و هر چه بود بعالم گذاشتیم
  2. شمارهٔ ۴۲۲ بیا که پیش تو ای سرو گلعذار بمیرم
  3. شمارهٔ ۴۲۳ ما سینه را ز جور تو غافل شکافتیم
  4. شمارهٔ ۴۲۴ شب آه و ناله از دل غمناک می زدم
  5. شمارهٔ ۴۲۵ هر دم آرایش آن عارض چون گل کشدم
  6. شمارهٔ ۴۲۶ ز شوق آنکه خواند نامه‌ام را آنچنان شادم
  7. شمارهٔ ۴۲۷ جدا از آن شاخ گل صد داغ حسرت زین چمن بردم
  8. شمارهٔ ۴۲۸ غمت خوردم که روزی با تو چون گل هم‌نفس باشم
  9. شمارهٔ ۴۲۹ روز نوروزست و دل درد تو دارد سوز هم
  10. شمارهٔ ۴۳۰ هر زمان با خود خیال آن رخ گلگون کنم
  11. شمارهٔ ۴۳۱ کی بود ای گل که تنگت در دل شیدا کشم
  12. شمارهٔ ۴۳۲ مدام از آتشی آشفته حالم
  13. شمارهٔ ۴۳۳ ما سر به آب خنجر قصاب شسته ایم
  14. شمارهٔ ۴۳۴ ساقی خرابم از طرب دوش چون کنم
  15. شمارهٔ ۴۳۵ بیخود شدم ز آمدنت باده چون کشم
  16. شمارهٔ ۴۳۶ کجاست دل که به شبهای تار گشت کنم
  17. شمارهٔ ۴۳۷ ما باده را بنغمه ی ناهید خورده ایم
  18. شمارهٔ ۴۳۸ ما خویش را بچنگ ملامت سپرده ایم
  19. شمارهٔ ۴۳۹ شبی که در نظر آن طره ی خمیده کشم
  20. شمارهٔ ۴۴۰ دشمن شدی بیکدمه زاری که داشتم
  21. شمارهٔ ۴۴۱ تمام عمر اگر بر قبله ی طاعت جبین سایم
  22. شمارهٔ ۴۴۲ ترا گزیده برای گزند خویشتنم
  23. شمارهٔ ۴۴۳ چونی هر چند از درد جدایی ناتوان رنگم
  24. شمارهٔ ۴۴۴ منم دل پریشان چه در طرب گشایم
  25. شمارهٔ ۴۴۵ امیدم این نبود کزین در خجل روم
  26. شمارهٔ ۴۴۶ چنین تا کی به حسرت سوی آن گل‌پیرهن بینم
  27. شمارهٔ ۴۴۷ کند در دل نشیمن آن پری در دیده منزل هم
  28. شمارهٔ ۴۴۸ نمودی روی گرم خویش و عاشق ساختی بازم
  29. شمارهٔ ۴۴۹ خوش آنکه بیخبر از جام آرزوی تو باشم
  30. شمارهٔ ۴۵۰ به حالی بس عجب شب زان جوان سرخوش افتادم
  31. شمارهٔ ۴۵۱ هر سخن کز وصف آن لب‌های میگون بشنوم
  32. شمارهٔ ۴۵۲ ز دل جز خون نشان در چشم بی‌حاصل نمی‌یابم
  33. شمارهٔ ۴۵۳ چه باشد عاشقی خود را به غم‌ها مبتلا کردن
  34. شمارهٔ ۴۵۴ جمال و جاه داری هرچه خواهی می‌توان کردن
  35. شمارهٔ ۴۵۵ همچو مجنون در بیابانم وطن خواهد شدن
  36. شمارهٔ ۴۵۶ هر دم از بزم طرب آن دلنواز آید برون
  37. شمارهٔ ۴۵۷ به سوی درد از گلشن افلاک می‌آید برون
  38. شمارهٔ ۴۵۸ مجو ای دل بخور از بهر ترتیب دماغ من
  39. شمارهٔ ۴۵۹ می آفتست و در نظرم پر فنی چنین
  40. شمارهٔ ۴۶۰ ای چراغ دل مرو در بزم مردم جامکن
  41. شمارهٔ ۴۶۱ ای ز جان شیرین تر آغاز ترش رویی مکن
  42. شمارهٔ ۴۶۲ تا کی شود نقاب رخ گل لباس من
  43. شمارهٔ ۴۶۳ رخ برفروز از می و گلگشت باغ کن
  44. شمارهٔ ۴۶۴ شبی ای شمع مهرویان گذر در منزل من کن
  45. شمارهٔ ۴۶۵ بمن هر کس که روزی یار شد دامن کشید از من
  46. شمارهٔ ۴۶۶ منم و دو چشم روشن به رخ تو باز کردن
  47. شمارهٔ ۴۶۷ روز از روز زبونتر کندم گردون بین
  48. شمارهٔ ۴۶۸ لاله عطر آمیز و گل مشکین نفس خواهد شدن
  49. شمارهٔ ۴۶۹ شود صد سوز پنهان هر دم از داغ دلم روشن
  50. شمارهٔ ۴۷۰ مه من چند یار ارجمندان می توان بودن
  51. شمارهٔ ۴۷۱ ساقی در آتشم، نظری در ایاغ کن
  52. شمارهٔ ۴۷۲ بته رسید قدح ساقیا شراب رسان
  53. شمارهٔ ۴۷۳ شکفت لاله، توهم عطر در شراب افشان
  54. شمارهٔ ۴۷۴ ما ناکس و تو در پی بد گفتن اینچنین
  55. شمارهٔ ۴۷۵ گردم بهوا رفت چه گلگون فرسست این
  56. شمارهٔ ۴۷۶ اگر یاد آرمش یکدم که از دل غم برد بیرون
  57. شمارهٔ ۴۷۷ نخل تو سرکش و دل خود کام من همان
  58. شمارهٔ ۴۷۸ ریخت شکوفه و مرا گریه برای او همان
  59. شمارهٔ ۴۷۹ بهارست ای سرشک دیدهٔ من رو به صحرا کن
  60. شمارهٔ ۴۸۰ مرو ای همنشین بیرون نگه در آتش من کن

متن اشعار به نقل از گنجور.