پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۸

لاله عطر آمیز و گل مشکین نفس خواهد شدن

بلابلانرا دیدن بستان هوس خواهد شدن

ناز افزون کن که بی منت طفیل راه تست

آنقدر وجهی که ما را دسترس خواهد شدن

اینهمه ناز و سرافرازی که دارد نخل تو

میوه اش کی روزی دندان کس خواهد شدن

بر نمی دارم دل از لعل لبت گر خون شود

این چنین شوقی نپنداری که بس خواهد شدن

با من ناکس نشستی سوختم، این بردهد

هر کجا آتش حریف خار و خس خواهد شدن

گر چنین میخواره و اوباش خواهی زیستن

عاشقان را خانه تاراج عسس خواهد شدن

از پی آب حیات آمد فغانی سوی تو

همچنان لب تشنه آیا باز پس خواهد شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۰مه من چند یار ارجمندان می توان بودن
  2. شمارهٔ ۴۷۱ساقی در آتشم، نظری در ایاغ کن
  3. شمارهٔ ۴۷۲بته رسید قدح ساقیا شراب رسان
  4. شمارهٔ ۴۷۳شکفت لاله، توهم عطر در شراب افشان
  5. شمارهٔ ۴۷۴ما ناکس و تو در پی بد گفتن اینچنین
  6. شمارهٔ ۴۷۵گردم بهوا رفت چه گلگون فرسست این
  7. شمارهٔ ۴۷۶اگر یاد آرمش یکدم که از دل غم برد بیرون
  8. شمارهٔ ۴۷۷نخل تو سرکش و دل خود کام من همان
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.