پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۷

روز از روز زبونتر کندم گردون بین

بخت فیروز نگر طالع روز افزون بین

در رهم نیشتری خاست زهر قطره ی اشک

اثر دیده ی گریان و دل پر خون بین

ایکه از لیلی گمگشته نشان می طلبی

قدمی پیش نه و بادیه ی مجنون بین

هر کجا سبز خطی هست تماشا آنجاست

نقش چین دل نرباید رقم بیچون بین

آب حیوان نبرد زنگ ز آیینه دل

نوش کن باده ی رنگین و رخ گلگون بین

دست کوته منگر نکته ی سنجیده شنو

جامه ی پاره چه بینی سخن موزون بین

خیز و همراه فغانی بدر میکده آی

تشنه یی چند جگر سوخته در جیحون بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۹شود صد سوز پنهان هر دم از داغ دلم روشن
  2. شمارهٔ ۴۷۰مه من چند یار ارجمندان می توان بودن
  3. شمارهٔ ۴۷۱ساقی در آتشم، نظری در ایاغ کن
  4. شمارهٔ ۴۷۲بته رسید قدح ساقیا شراب رسان
  5. شمارهٔ ۴۷۳شکفت لاله، توهم عطر در شراب افشان
  6. شمارهٔ ۴۷۴ما ناکس و تو در پی بد گفتن اینچنین
  7. شمارهٔ ۴۷۵گردم بهوا رفت چه گلگون فرسست این
  8. شمارهٔ ۴۷۶اگر یاد آرمش یکدم که از دل غم برد بیرون
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.