پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۵

امیدم این نبود کزین در خجل روم

با داغ دل در آیم و با درد دل روم

عشقم سبک عیار بر آورد پیش دوست

دیگر در آتش که من منفعل روم

بگذار تا بخاک درش میرم ای رفیق

من از کجا و باغ کجا، زیر گل روم

مستم چنانکه در دهن تیغ آبدار

با جان پر ارادت و خون بحل روم

عاشق نیم فغانی اگر بهر روی خوب

تبریز دیده جانب چین و چگل روم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۷کند در دل نشیمن آن پری در دیده منزل هم
  2. شمارهٔ ۴۴۸نمودی روی گرم خویش و عاشق ساختی بازم
  3. شمارهٔ ۴۴۹خوش آنکه بیخبر از جام آرزوی تو باشم
  4. شمارهٔ ۴۵۰به حالی بس عجب شب زان جوان سرخوش افتادم
  5. شمارهٔ ۴۵۱هر سخن کز وصف آن لب‌های میگون بشنوم
  6. شمارهٔ ۴۵۲ز دل جز خون نشان در چشم بی‌حاصل نمی‌یابم
  7. شمارهٔ ۴۵۳چه باشد عاشقی خود را به غم‌ها مبتلا کردن
  8. شمارهٔ ۴۵۴جمال و جاه داری هرچه خواهی می‌توان کردن
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.