پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۴

شبی ای شمع مهرویان گذر در منزل من کن

بچشم مرحمت یکره نگاهی بر دل من کن

شدم بسمل ز شوق لعل جانبخش تو بسم الله

مسیح من، دمی در کار جان بسمل من کن

بمحراب دو ابرویت دعای من همین باشد

که یا رب آن جوان یکشب چراغ محفل من کن

بکار مشکل عشق از جهان بار سفر بستم

خدا را چاره یی در کار و بار مشکل من کن

بهر گامی که مانم در رهت صد گام پیش آید

بیا نظاره ی اقبال و بخت مقبل من کن

ز تابوت فغانی می رود فریاد بر گردون

بیا ایسر و گوشی بر صدای محمل من کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۶منم و دو چشم روشن به رخ تو باز کردن
  2. شمارهٔ ۴۶۷روز از روز زبونتر کندم گردون بین
  3. شمارهٔ ۴۶۸لاله عطر آمیز و گل مشکین نفس خواهد شدن
  4. شمارهٔ ۴۶۹شود صد سوز پنهان هر دم از داغ دلم روشن
  5. شمارهٔ ۴۷۰مه من چند یار ارجمندان می توان بودن
  6. شمارهٔ ۴۷۱ساقی در آتشم، نظری در ایاغ کن
  7. شمارهٔ ۴۷۲بته رسید قدح ساقیا شراب رسان
  8. شمارهٔ ۴۷۳شکفت لاله، توهم عطر در شراب افشان
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.