پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۳

رخ برفروز از می و گلگشت باغ کن

هر دل که سوز عشق درو نیست داغ کن

اکنون که خاست نغمه ی بلبل ز شاخ گل

در جام لاله گون می چون چشم زاغ کن

دود چراغ مدرسه تا چند ای فقیه

جامی بنوش و چهره چو نور چراغ کن

تا در چمن گلیست فغانی مرو برون

چون گل نماند روی بکنج فراغ کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۵بمن هر کس که روزی یار شد دامن کشید از من
  2. شمارهٔ ۴۶۶منم و دو چشم روشن به رخ تو باز کردن
  3. شمارهٔ ۴۶۷روز از روز زبونتر کندم گردون بین
  4. شمارهٔ ۴۶۸لاله عطر آمیز و گل مشکین نفس خواهد شدن
  5. شمارهٔ ۴۶۹شود صد سوز پنهان هر دم از داغ دلم روشن
  6. شمارهٔ ۴۷۰مه من چند یار ارجمندان می توان بودن
  7. شمارهٔ ۴۷۱ساقی در آتشم، نظری در ایاغ کن
  8. شمارهٔ ۴۷۲بته رسید قدح ساقیا شراب رسان
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.