پرش به محتوای اصلی
بابافغانی

بابافغانی

غزلیات

۵۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۸۱ فصل خزان گذشت و رخ زرد من همان
  2. شمارهٔ ۴۸۲ بیا بشیر و بکنعانیان سلام رسان
  3. شمارهٔ ۴۸۳ تا کی دل از هوا شنود بوی پیرهن
  4. شمارهٔ ۴۸۴ چشم من از نظارهٔ آن زلف مشک‌بو
  5. شمارهٔ ۴۸۵ ای ز سحر غمزه پنهان فتنه در ابروی تو
  6. شمارهٔ ۴۸۶ دارم دلی هوای بسی خوب رو درو
  7. شمارهٔ ۴۸۷ ای مست ناز از دل ما بیخبر مشو
  8. شمارهٔ ۴۸۸ عرق چکیده ز رویش ز آفتاب فرو
  9. شمارهٔ ۴۸۹ چشم گریانم که می‌گردد ز شوقت خون در او
  10. شمارهٔ ۴۹۰ خط مشگین چیست گرد عارض گلگون او
  11. شمارهٔ ۴۹۱ فارغم از باغ و ناز سوسن آزاد او
  12. شمارهٔ ۴۹۲ زهی شمع فلک در خرگه از تو
  13. شمارهٔ ۴۹۳ بتی کز غایت خوبی زند با مهر و مه پهلو
  14. شمارهٔ ۴۹۴ هرگز نیافت برگ گلی عندلیب تو
  15. شمارهٔ ۴۹۵ داری برقیبان سریاری عجب از تو
  16. شمارهٔ ۴۹۶ هرگز بکسی باز نشد چشم و لب تو
  17. شمارهٔ ۴۹۷ نبیند از حیا هرگز کسی دامان پاک او
  18. شمارهٔ ۴۹۸ منت که باز شد گرهی از جبین تو
  19. شمارهٔ ۴۹۹ نیست یکدم که نه با ناله و فریادم ازو
  20. شمارهٔ ۵۰۰ ای باد صبح از پی آن نور دیده رو
  21. شمارهٔ ۵۰۱ لیلی اگر سنگ جفا بر کاسهٔ غافل زده
  22. شمارهٔ ۵۰۲ خال بنفشه گون به رخ آتشین منه
  23. شمارهٔ ۵۰۳ چو در فسانه لبت شهد بر شکر بسته
  24. شمارهٔ ۵۰۴ نخل قدت که از چمن جان برآمده
  25. شمارهٔ ۵۰۵ ز دورت بینم و پوشم نر از غیرت دیده
  26. شمارهٔ ۵۰۶ باز آن مه در سمند ناز در جولان شده
  27. شمارهٔ ۵۰۷ خوش آن حالت که بگشایی ز خواب سرخوشی دیده
  28. شمارهٔ ۵۰۸ رسید از سفر آن ماه و چهره تاب گرفته
  29. شمارهٔ ۵۰۹ عمریست کز سر ما میل مراد رفته
  30. شمارهٔ ۵۱۰ نه خیال غنچه بندم نه به گل کنم نظاره
  31. شمارهٔ ۵۱۱ جان شهید عشق بجانان سپرده به
  32. شمارهٔ ۵۱۲ ای دل متاع جان به خرابات برده به
  33. شمارهٔ ۵۱۳ از ما رموز غنچه ی لعلت نهفته به
  34. شمارهٔ ۵۱۴ بر صید زخم خورده دویدن چه فایده
  35. شمارهٔ ۵۱۵ بازم ز جفایی دل افگار شکسته
  36. شمارهٔ ۵۱۶ یا رب از بستان حسنم سر و بالایی بده
  37. شمارهٔ ۵۱۷ زهی روی دل افروزت چراغ منظر دیده
  38. شمارهٔ ۵۱۸ این منم هر شام چون پروانه جایی سوخته
  39. شمارهٔ ۵۱۹ منمای سوار گردی به عنان تو روانه
  40. شمارهٔ ۵۲۰ کاکل به تاب رفته ز دام که جسته‌ای
  41. شمارهٔ ۵۲۱ گاهی عتاب و گاه ترحم نموده‌‌ای
  42. شمارهٔ ۵۲۲ باز ای فلک نتیجهٔ انجم نموده‌ای
  43. شمارهٔ ۵۲۳ خلقی به حسن خویش گرفتار دیده‌ای
  44. شمارهٔ ۵۲۴ من کیستم شکسته‌دل هیچکاره‌ای
  45. شمارهٔ ۵۲۵ ساقی چه سر گران به من زار گشته‌ای
  46. شمارهٔ ۵۲۶ به چشم من ز دگر روزها فزون شده‌ای
  47. شمارهٔ ۵۲۷ صوفی ز کعبه رو به خرابات کرده‌ای
  48. شمارهٔ ۵۲۸ ای برده دل از دلبران حسنت ز روی دلبری
  49. شمارهٔ ۵۲۹ چند بسینه از هوس داغ جنون نهد کسی
  50. شمارهٔ ۵۳۰ ای غنچهٔ تو در سخن از سر معنوی
  51. شمارهٔ ۵۳۱ گل شکفت و هر کسی دارد هوای گلشنی
  52. شمارهٔ ۵۳۲ ای شمع جمالت اثر نور الهی
  53. شمارهٔ ۵۳۳ تو گفتی کز سر کوی تو رو گردان شوم روزی
  54. شمارهٔ ۵۳۴ تا کی ای غنچه دهن گوش بهر پند کنی
  55. شمارهٔ ۵۳۵ هرسوی جلوه‌ای گل خندان چه می‌کنی
  56. شمارهٔ ۵۳۶ ای حدیثت شکر ناب چه شیرین‌سخنی
  57. شمارهٔ ۵۳۷ دارد نسیم گل دم جانبخش عیسوی
  58. شمارهٔ ۵۳۸ نه خوی نازکت از غیر دیگرگون شود روزی
  59. شمارهٔ ۵۳۹ گر بگویم به تو ای مه که چه زیبندهٔ نازی
  60. شمارهٔ ۵۴۰ شب چون روم ز منزل آن ماه خرگهی

متن اشعار به نقل از گنجور.