پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۳

از ما رموز غنچه ی لعلت نهفته به

این راز سر بمهر بهر کس نگفته به

این چشم فتنه ساز که شد مست خواب ناز

بیدار خوشترست ولی فتنه خفته به

ما خاک گلخنیم تویی لاله ی چمن

خاشاک گلخن از چمن لاله رفته به

مگشا بعشوه غنچه ی خندان بروی غیر

این گوهر لطیف بافسون نهفته به

لعل لبت که غنچه ی باغ لطافتست

از نکهت نسیم عنایت شکفته به

دارد دلی فغانی و صد آتش نهان

غافل ز آه او مشو ای دوست، گفته به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۵بازم ز جفایی دل افگار شکسته
  2. شمارهٔ ۵۱۶یا رب از بستان حسنم سر و بالایی بده
  3. شمارهٔ ۵۱۷زهی روی دل افروزت چراغ منظر دیده
  4. شمارهٔ ۵۱۸این منم هر شام چون پروانه جایی سوخته
  5. شمارهٔ ۵۱۹منمای سوار گردی به عنان تو روانه
  6. شمارهٔ ۵۲۰کاکل به تاب رفته ز دام که جسته‌ای
  7. شمارهٔ ۵۲۱گاهی عتاب و گاه ترحم نموده‌‌ای
  8. شمارهٔ ۵۲۲باز ای فلک نتیجهٔ انجم نموده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.