پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۵

بازم ز جفایی دل افگار شکسته

بیداد گلی در جگرم خار شکسته

آه از دل آن مست که می خورده باغیار

ساغر بسر یار وفا دار شکسته

دیگر چه ملامت بود از جنگ رقیبان

ما را که سرو دست در اینکار شکسته

رسوایی و تر دامنی از خلق چه پوشیم

پیمانه ی ما بر سر بازار شکسته

چون برگ گل و لاله روان گشت ببستان

جام طرب ما که بگلزار شکسته

در گلشن عیشم نظر انداز بعبرت

تا سوخته بینی در و دیوار شکسته

این مستی از اندازه برونست فغانی

امروز خمار تو مگر یار شکسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۷زهی روی دل افروزت چراغ منظر دیده
  2. شمارهٔ ۵۱۸این منم هر شام چون پروانه جایی سوخته
  3. شمارهٔ ۵۱۹منمای سوار گردی به عنان تو روانه
  4. شمارهٔ ۵۲۰کاکل به تاب رفته ز دام که جسته‌ای
  5. شمارهٔ ۵۲۱گاهی عتاب و گاه ترحم نموده‌‌ای
  6. شمارهٔ ۵۲۲باز ای فلک نتیجهٔ انجم نموده‌ای
  7. شمارهٔ ۵۲۳خلقی به حسن خویش گرفتار دیده‌ای
  8. شمارهٔ ۵۲۴من کیستم شکسته‌دل هیچکاره‌ای
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.