پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۰

ای غنچهٔ تو در سخن از سر معنوی

نخلت کرشمه‌بار ز انفاس عیسوی

شیرین‌خرام من گذری کن به بوستان

تا گل به مقدمت فگند تاج خسروی

گل‌های نوشکفته به وصف تو در چمن

هر یک سفینه‌ای‌ست ز درهای معنوی

نقش جمالت از قلم صنع آیتی‌ست

کاین شیوه‌ای‌ست در رقم کلک مانوی

وصل تو گر به ترک علایق میسرست

قطع نظر ز حاصل اسباب دنیوی

چشمی و صد کرشمه، سری و هزار ناز

ای فتنهٔ زمانه چه مستانه می‌روی

نوشد بلای عشق فغانی ز نو گلی

پیرانه‌سر نهاده غمش روی درنوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۲ای شمع جمالت اثر نور الهی
  2. شمارهٔ ۵۳۳تو گفتی کز سر کوی تو رو گردان شوم روزی
  3. شمارهٔ ۵۳۴تا کی ای غنچه دهن گوش بهر پند کنی
  4. شمارهٔ ۵۳۵هرسوی جلوه‌ای گل خندان چه می‌کنی
  5. شمارهٔ ۵۳۶ای حدیثت شکر ناب چه شیرین‌سخنی
  6. شمارهٔ ۵۳۷دارد نسیم گل دم جانبخش عیسوی
  7. شمارهٔ ۵۳۸نه خوی نازکت از غیر دیگرگون شود روزی
  8. شمارهٔ ۵۳۹گر بگویم به تو ای مه که چه زیبندهٔ نازی
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.