پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۲

خال بنفشه گون به رخ آتشین منه

بر برگ لاله نافهٔ تر اینچنین منه

مرغ خرد مقید دام بلا مساز

بر پای عقل سلسلهٔ عنبرین منه

بر سر چو بهر کشتن ما کج نهی کلاه

آن کاکل خمیده به طرف جبین منه

دامن کشان بگشت چمن چون کنی خرام

پای برهنه بر گل و بر یاسمین منه

روز شکار بر مشکن زلف را به ناز

دام فریب بر دل آهوی چین منه

پیش رقیب چون رسی از ره عنان مکش

پا از رکاب ناز به شمشاد زین منه

اهل وفا به خاک درت رو نهاده‌اند

ای مست ناز تیغ جفا بر زمین منه

طبعش گران مساز فغانی به شرح غم

باری چنین به خاطر آن نازنین منه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۴نخل قدت که از چمن جان برآمده
  2. شمارهٔ ۵۰۵ز دورت بینم و پوشم نر از غیرت دیده
  3. شمارهٔ ۵۰۶باز آن مه در سمند ناز در جولان شده
  4. شمارهٔ ۵۰۷خوش آن حالت که بگشایی ز خواب سرخوشی دیده
  5. شمارهٔ ۵۰۸رسید از سفر آن ماه و چهره تاب گرفته
  6. شمارهٔ ۵۰۹عمریست کز سر ما میل مراد رفته
  7. شمارهٔ ۵۱۰نه خیال غنچه بندم نه به گل کنم نظاره
  8. شمارهٔ ۵۱۱جان شهید عشق بجانان سپرده به
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.