پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۱

جان شهید عشق بجانان سپرده به

هر زنده یی که کشته او نیست مرده به

بی داغ آرزوی تو اصحاب درد را

نام و نشان ز صفحه ی هستی سترده به

از سبحه گر مراد نه تکبیر ذکر اوست

گر عقد گوهرست یقین ناشمرده به

هر کس که جان بدوستی گلرخی نداد

نامش میان اهل محبت نبرده به

فریاد بلبلی که شود گرم ازو گلی

در گوش اهل درد ز وعظ فسرده به

هر جام می که نوش لبی امتحان نکرد

گر آب زندگی بود آن می نخورده به

ای شاه عاشقان چو رسی بر بساط قرب

پایت بخون کشته فغانی فشرده به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۳از ما رموز غنچه ی لعلت نهفته به
  2. شمارهٔ ۵۱۴بر صید زخم خورده دویدن چه فایده
  3. شمارهٔ ۵۱۵بازم ز جفایی دل افگار شکسته
  4. شمارهٔ ۵۱۶یا رب از بستان حسنم سر و بالایی بده
  5. شمارهٔ ۵۱۷زهی روی دل افروزت چراغ منظر دیده
  6. شمارهٔ ۵۱۸این منم هر شام چون پروانه جایی سوخته
  7. شمارهٔ ۵۱۹منمای سوار گردی به عنان تو روانه
  8. شمارهٔ ۵۲۰کاکل به تاب رفته ز دام که جسته‌ای
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.