پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۷

صوفی ز کعبه رو به خرابات کرده‌ای

نیک آمدی بیا که کرامات کرده‌ای

صنعت مکن که هر دو گرفتار یک دریم

ما آه و ناله و تو مناجات کرده‌ای

صحبت قضا ندارد و نقد روان بقا

ساغر طلب چه تکیه بر اوقات کرده‌ای

در حسن اگر خیال نگنجد به رنگ و بو

روشن شود که رو به چه مرآت کرده‌ای

خود را دو دل مساز که کفر طریقتست

از هر جهت که تفرقه در ذات کرده‌ای

فریاد اگر نه عقل به وجهی کند قبول

آنها که در خیال خود اثبات کرده‌ای

حالا غنیمتست فغانی کنار کشت

خود را میان عرصه چرا مات کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۹چند بسینه از هوس داغ جنون نهد کسی
  2. شمارهٔ ۵۳۰ای غنچهٔ تو در سخن از سر معنوی
  3. شمارهٔ ۵۳۱گل شکفت و هر کسی دارد هوای گلشنی
  4. شمارهٔ ۵۳۲ای شمع جمالت اثر نور الهی
  5. شمارهٔ ۵۳۳تو گفتی کز سر کوی تو رو گردان شوم روزی
  6. شمارهٔ ۵۳۴تا کی ای غنچه دهن گوش بهر پند کنی
  7. شمارهٔ ۵۳۵هرسوی جلوه‌ای گل خندان چه می‌کنی
  8. شمارهٔ ۵۳۶ای حدیثت شکر ناب چه شیرین‌سخنی
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.