پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۰

ای باد صبح از پی آن نور دیده رو

دنبال آن خجسته غزال رمیده رو

از ضعف تن نمی رسم از پی خدای را

ای نازنین سوار عنان را کشیده رو

عشاق خسته منتظر یک نظاره اند

دامن کشان چو می گذری آرمیده رو

درد دلی ز عشاق دلخسته گوش کن

از دردمند خویش دعایی شنیده رو

ما خویشرا طفیل خرام تو کرده ایم

خواهی بچهره پا نه و خواهی بدیده رو

هوشم نماند با تو که گفت اینکه صبحدم

سر خوش بروی برگ گل نو دمیده رو

تنگست زاهدا در خلوتسرای انس

آنجا دل شکسته و قد خمیده رو

مستانه می روی بخرابات عاشقان

راه پر آفتیست فغانی جریده رو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۲خال بنفشه گون به رخ آتشین منه
  2. شمارهٔ ۵۰۳چو در فسانه لبت شهد بر شکر بسته
  3. شمارهٔ ۵۰۴نخل قدت که از چمن جان برآمده
  4. شمارهٔ ۵۰۵ز دورت بینم و پوشم نر از غیرت دیده
  5. شمارهٔ ۵۰۶باز آن مه در سمند ناز در جولان شده
  6. شمارهٔ ۵۰۷خوش آن حالت که بگشایی ز خواب سرخوشی دیده
  7. شمارهٔ ۵۰۸رسید از سفر آن ماه و چهره تاب گرفته
  8. شمارهٔ ۵۰۹عمریست کز سر ما میل مراد رفته
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.