پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۳

ما نخل خرد از بن و پیوند شکستیم

آشوب جنون تند شد و بند شکستیم

کاری نشد از پیش به ترک می و ساقی

پیمانه بیارید که سوگند شکستیم

رفتیم به دیوانگی عشق جوانان

هنگامهٔ پیران خردمند شکستیم

چشم طمع از فایدهٔ خلق گرفتیم

در کنج ملامت دل خورسند شکستیم

تلخی نشنیدیم هم از ساقی مجلس

هرچند که پیشش شکر و قند شکستیم

در بندگی خواجه قدح نوش فغانی

کاین توبه به انعام خداوند شکستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۵رفتم ز کوی تو، چو مقامی نداشتم
  2. شمارهٔ ۴۰۶لب از می شسته وز آب لطافت روی چون گل هم
  3. شمارهٔ ۴۰۷چنین که پیش نظر صورت نکوی تو دارم
  4. شمارهٔ ۴۰۸دیده را فرش حریم حرمت ساخته ام
  5. شمارهٔ ۴۰۹ما رند خراباتی و معشوق پرستیم
  6. شمارهٔ ۴۱۰خوش آن مستی که چون بر آستان او جبین مالم
  7. شمارهٔ ۴۱۱امشب چراغ دل بحضور تو سوختم
  8. شمارهٔ ۴۱۲شب آن بدمهر را با غیر چون یکرنگ می‌دیدم
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.