پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۲

شب آمد هرکسی را روی در کاشانه‌ای یابم

من، دیوانه گردم تا کجا ویرانه‌ای یابم

منم آن ناتوان موری که نتوانم کشید آخر

به صد سرگشتی از خرمنت گردانه‌ای یابم

شب هجران که آید بر سرم از بهر دلسوزی

هم از گرد چراغ خود مگر پروانه‌ای یابم

دمی کز شوق آن لب‌های میگون گریه‌ام آید

لبالب سازم از خونابه گر پیمانه‌ای یابم

فغانی از رفیقان روی گردان شد مگر او را

به کوی دلبری یا گوشه میخانه‌ای یابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۴ای غنچه تو چشمه ی نوش و نبات هم
  2. شمارهٔ ۳۹۵من آشفته هم در خواب مستی کاش می‌مردم
  3. شمارهٔ ۳۹۶هر دم اندیشه ی ان شوخ ستمکاره کنم
  4. شمارهٔ ۳۹۷بس بینوا ز ساقی خود دور مانده ام
  5. شمارهٔ ۳۹۸تا بکی در کنج خلوت گرد بیحاصل خوریم
  6. شمارهٔ ۳۹۹قدح بیار که من خانه سوز و دیر پرستم
  7. شمارهٔ ۴۰۰سحر ز میکده گریان و دردناک شدم
  8. شمارهٔ ۴۰۱رفتیم و گرد هستی از کوی یار بردیم
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.