پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

جز جور و جفا پیشه ی محبوب نباشد

خوبی که جفایی نکند خوب نباشد

جایی نرسد نکهت پیراهن یوسف

گر خود کشش از جانب یعقوب نباشد

یک شمه نجات از الم عشق نیابد

آن را که بدل صبر صد ایوب نباشد

گردیده و دل پاک نگه داشته باشی

هیچ از نظر پاک تو محجوب نباشد

هرگز دل پر خون نشود طالب درمان

ما را که بجز درد تو مطلوب نباشد

گر جذبه ی عشقت نشود یار فغانی

در راه طلب سالک مجذوب نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱کدام عید که حسن تو صد شهید ندارد
  2. شمارهٔ ۲۶۲چشمم دمی ز دیدن روی تو بس نکرد
  3. شمارهٔ ۲۶۳آنچه من می کشم از عشق تو مجنون نکشید
  4. شمارهٔ ۲۶۴دلم روانشد و جان هم ره سفر گیرد
  5. شمارهٔ ۲۶۵چو رو از جانب صید آن شکارانداز می‌تابد
  6. شمارهٔ ۲۶۶هر آنچ از صورت و معنی بر اهل راز می تابد
  7. شمارهٔ ۲۶۷مرا یاد تو هر دم آتشی در دل برافروزد
  8. شمارهٔ ۲۶۸مرا هر روز بیتو صد غم جانسوز پیش آید
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.