پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

ساقی بیا که روز برفتن شتاب کرد

می ده که عید پای طرب در رکاب کرد

آنکس که ذوق باده برو تلخ می نمود

بگذاشت جام شربت و میل شراب کرد

آن نازنین که دسته ی گل داشت پیش رو

از چشم خونفشان محبان حجاب کرد

از آفت خرابی سیل فنا گذشت

دریا دلی که خانه تهی چون حباب کرد

رنگی ز بیوفایی ایام گل نمود

باد خزان که خانه ی بلبل خراب کرد

عمری رقیب در طلب وصل او دوید

آنش نشد مسیر و ما را عذاب کرد

از آه گرم خویش فغانی تمام سوخت

آندم که یاد صحبت آن آفتاب کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶امروز صفای دلم از سیمتنی بود
  2. شمارهٔ ۲۸۷خطش چو بنام من از خامه برون آید
  3. شمارهٔ ۲۸۸شراب خورد و شبیخون بعاشقان آورد
  4. شمارهٔ ۲۸۹ز می برآمده، آن رنگ آل تا چکند
  5. شمارهٔ ۲۹۰آن گل از طرف کشت می‌آید
  6. شمارهٔ ۲۹۱در هر که نیست نشأه درد تو مرده باد
  7. شمارهٔ ۲۹۲دلم که همره آن مه چو ابر چست شود
  8. شمارهٔ ۲۹۳تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.