پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال

بلند اقبال

غزلیات

۵۱۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ ساقی دگر شراب به جام از سبو مریز
  2. شمارهٔ ۲۴۲ دلبری دارد آن قمر که مپرس
  3. شمارهٔ ۲۴۳ دلبری می کند آن شوخ پری رو که مپرس
  4. شمارهٔ ۲۴۴ خواست از دولب او یک بوس
  5. شمارهٔ ۲۴۵ دلا غلام در دوست باش و سلطان باش
  6. شمارهٔ ۲۴۶ خواه اندر کعبه باش وخواه در بتخانه باش
  7. شمارهٔ ۲۴۷ زلف تو چو دودآمد وچهر تو چوآتش
  8. شمارهٔ ۲۴۸ عقل را چندی زمن بیگانه می کردند کاش
  9. شمارهٔ ۲۴۹ غم هجران به جان من زد آتش
  10. شمارهٔ ۲۵۰ دلبر سیمین تن من دل ز آهن باشدش
  11. شمارهٔ ۲۵۱ لعلی ازکان بدخش آورده لب می خواندش
  12. شمارهٔ ۲۵۲ چون دلم شد عاشقت دانی که من چون کردمش
  13. شمارهٔ ۲۵۳ بر دلم خورده تیر مژگانش
  14. شمارهٔ ۲۵۴ سیاووش است گردیده زره پوش
  15. شمارهٔ ۲۵۵ شنیده ام سخنی خوش که گفت باده فروش
  16. شمارهٔ ۲۵۶ خیز ای نگار باده بیاور پیش
  17. شمارهٔ ۲۵۷ شده است دل بر ما خون ز دست دلبر خویش
  18. شمارهٔ ۲۵۸ زهی جمال تو دیباچه کتاب ریاض
  19. شمارهٔ ۲۵۹ نوشته حاشیه صفحه جمال تو خط
  20. شمارهٔ ۲۶۰ خنجر به دست ترک تو دارد سر نزاع
  21. شمارهٔ ۲۶۱ پروانه را که داده تعلق به نور شمع
  22. شمارهٔ ۲۶۲ ای تیر مژگان تورا جان ودل مسکین هدف
  23. شمارهٔ ۲۶۳ رخ یک طرف دو طره جانانه یک طرف
  24. شمارهٔ ۲۶۴ هرکه را گم گشته دل پیدا کنش در زیر زلف
  25. شمارهٔ ۲۶۵ برده ای رونق زمشک تر ز زلف
  26. شمارهٔ ۲۶۶ دامن آن ماهم ار افتد به کف
  27. شمارهٔ ۲۶۷ ندیده روی دلبر را شدم از جان و دل عاشق
  28. شمارهٔ ۲۶۸ کس نگردد مبتلای درد وآزار فراق
  29. شمارهٔ ۲۶۹ بر سر ما آن نگار آورده کاری از فراق
  30. شمارهٔ ۲۷۰ فغان که دل به برم خون شد ازجفای فراق
  31. شمارهٔ ۲۷۱ ای رخت آئینه انوار حق
  32. شمارهٔ ۲۷۲ عقل است همچوشمع بر آفتاب عشق
  33. شمارهٔ ۲۷۳ عقل حیران گشته اندر کار عشق
  34. شمارهٔ ۲۷۴ الامان از عشق و از آزار عشق
  35. شمارهٔ ۲۷۵ گفتم ازهجر توخونین جگرم گفت چه باک
  36. شمارهٔ ۲۷۶ دشمنی دارنددرکار آب وآتش باد وخاک
  37. شمارهٔ ۲۷۷ زلفت شب قدر است ورخت ماه مبارک
  38. شمارهٔ ۲۷۸ ای ترک من ای آفت دین ودل وفرهنگ
  39. شمارهٔ ۲۷۹ گر ببیند رخ تو را بلبل
  40. شمارهٔ ۲۸۰ گفتم که عاشقم من وز این گفته ام خجل
  41. شمارهٔ ۲۸۱ ای نگار سیم تن ای بی وفای سنگدل
  42. شمارهٔ ۲۸۲ به جمال توگشته دل مایل
  43. شمارهٔ ۲۸۳ شب فراق تو بیرون نمی روم زخیال
  44. شمارهٔ ۲۸۴ مرا به جز غم وحسرت ز عشق یار چه حاصل
  45. شمارهٔ ۲۸۵ یا مشو ازدردعشق ای دل علیل
  46. شمارهٔ ۲۸۶ قسم به موی تو یعنی به سوره واللیل
  47. شمارهٔ ۲۸۷ کشدم بی تو بر بهشت ار میل
  48. شمارهٔ ۲۸۸ داده شه فرمان که مستان را نمایند احترام
  49. شمارهٔ ۲۸۹ ندیده برده دل و دین ز کف جمال توام
  50. شمارهٔ ۲۹۰ من شاهبازم کاین چنین اندر قفس افتاده ام
  51. شمارهٔ ۲۹۱ در رخ دلبر لبی شیرین چو شکر دیده ام
  52. شمارهٔ ۲۹۲ از غم عشق تو رسوای جهان گردیده ام
  53. شمارهٔ ۲۹۳ من اگر دور از توام پیش توام
  54. شمارهٔ ۲۹۴ فاش گویم عاشق رخسار دلبر گشته ام
  55. شمارهٔ ۲۹۵ عشق چون شمع است ومن پروانه ام
  56. شمارهٔ ۲۹۶ برآنند خلقی که من می پرستم
  57. شمارهٔ ۲۹۷ همه از باده من از گردش چشمت مستم
  58. شمارهٔ ۲۹۸ من نه مستم از شراب از چشم یار مستم
  59. شمارهٔ ۲۹۹ دوش با خونین دل خود گفتگوئی داشتم
  60. شمارهٔ ۳۰۰ به چین زلفت ار مشک ختا گفتم خطا گفتم

متن اشعار به نقل از گنجور.