پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال

بلند اقبال

غزلیات

۵۱۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ ای دو زلفت پر خم وچین چون کمند
  2. شمارهٔ ۱۸۲ غم ندارم در ره یار آنچه آزارم کنند
  3. شمارهٔ ۱۸۳ بدبخت هر که بی هنر وبی ادب بود
  4. شمارهٔ ۱۸۴ آتشی کز هجر یوسف در دل یعقوب بود
  5. شمارهٔ ۱۸۵ اگر از نقطه موهوم نشان خواهدبود
  6. شمارهٔ ۱۸۶ هرکه را دیدم به دیدار رخت مشتاق بود
  7. شمارهٔ ۱۸۷ من پی دلبر و او را بر دل منزل بود
  8. شمارهٔ ۱۸۸ از غم رویش مبین کز گریه چشمم نم بود
  9. شمارهٔ ۱۸۹ من نه آن مستم که باک از شحنه وشاهم بود
  10. شمارهٔ ۱۹۰ گفتم که دلا دلبر ما از چه غمین بود
  11. شمارهٔ ۱۹۱ دل زخمدار و طره او مشکبو بود
  12. شمارهٔ ۱۹۲ روشنی کف موسی همه ازروی تو بود
  13. شمارهٔ ۱۹۳ دلم از موی توآشفته چنان است که بود
  14. شمارهٔ ۱۹۴ دوش از برما یار نهان گشت وبری بود
  15. شمارهٔ ۱۹۵ پرده را بردار از رخسار بود
  16. شمارهٔ ۱۹۶ چهر تو آتش است وزلفت دود
  17. شمارهٔ ۱۹۷ گهی که طره طرار او به تاب رود
  18. شمارهٔ ۱۹۸ مردمان بینند کز چشمم همی خون می رود
  19. شمارهٔ ۱۹۹ آن سرو قد به سیر گل و لاله میرود
  20. شمارهٔ ۲۰۰ ای بلبل بی دل منال آخر گلت پیدا شود
  21. شمارهٔ ۲۰۱ سر بزن از زلف اگر خواهی که دلبرتر شود
  22. شمارهٔ ۲۰۲ نگاه بر رخ خوبان اگر گناه شود
  23. شمارهٔ ۲۰۳ جای من وتوزهدا کی به بهشت می شود
  24. شمارهٔ ۲۰۴ گلگون چو روی یار من از غازه می شود
  25. شمارهٔ ۲۰۵ ای باعث ایجاد جهان احمد محمود
  26. شمارهٔ ۲۰۶ بی سبب نبود که یار ازچشم خود دورم نمود
  27. شمارهٔ ۲۰۷ آن پری پابست گیسوی گره گیرم نمود
  28. شمارهٔ ۲۰۸ دردعشق یار را تدبیر نتوانم نمود
  29. شمارهٔ ۲۰۹ دیشب خیال چشم تومستم چنان نمود
  30. شمارهٔ ۲۱۰ وه که رم کرده غزالت را دل از من رام خواهد
  31. شمارهٔ ۲۱۱ دوش ساقی پیشم آمد تاکه جام می دهد
  32. شمارهٔ ۲۱۲ در ودیوار دل از عشق جانان چون خراب آید
  33. شمارهٔ ۲۱۳ دل ازتو بر نگیرم تا جان ز تن برآید
  34. شمارهٔ ۲۱۴ نخواهد آمد آن دلبر دگر در بر اگر آید
  35. شمارهٔ ۲۱۵ گفتم که چرا طبع تو ازمن بری آید
  36. شمارهٔ ۲۱۶ در دلم از تو پریچهره شکی می آید
  37. شمارهٔ ۲۱۷ از آن زمان که تو را شیوه دلبری گردید
  38. شمارهٔ ۲۱۸ شب شد وشمس منزوی گردید
  39. شمارهٔ ۲۱۹ پیش شیرین لب او وصف ز شکر نکنید
  40. شمارهٔ ۲۲۰ قاصد برسان به یار کاغذ
  41. شمارهٔ ۲۲۱ جز قد دلبر که داردطره های مشکبار
  42. شمارهٔ ۲۲۲ عاشق روی توام با کفر وایمانم چه کار
  43. شمارهٔ ۲۲۳ با لب لعلت مرا با چشمه حیوان چه کار
  44. شمارهٔ ۲۲۴ ریزم از بس خون زچشم اندرکنار
  45. شمارهٔ ۲۲۵ پرده را از روی خود انداخت یار
  46. شمارهٔ ۲۲۶ التفاتی به ما ندارد یار
  47. شمارهٔ ۲۲۷ زد سر زلف خود آن دلبر که اکنون دل ببر
  48. شمارهٔ ۲۲۸ ای دلمناز دهانت تنگ تر
  49. شمارهٔ ۲۲۹ تا به کی از دوری روی تو باید کرد صبر
  50. شمارهٔ ۲۳۰ هر زمان بر دل ما می کنی آزار دگر
  51. شمارهٔ ۲۳۱ از سر کوی تو حاشا که روم جای دگر
  52. شمارهٔ ۲۳۲ یادگار از جم به جا نبود به غیر ازجام دیگر
  53. شمارهٔ ۲۳۳ ای گیسوی تو واللیل ای رویت آیه نور
  54. شمارهٔ ۲۳۴ گفتمش بوسی ز لب ده گفت بر کف جان بگیر
  55. شمارهٔ ۲۳۵ نصیب جان ودلم شد بلای هجرت باز
  56. شمارهٔ ۲۳۶ بس دل مرده زنده گردد باز
  57. شمارهٔ ۲۳۷ چنگ این همه در طره طرار مینداز
  58. شمارهٔ ۲۳۸ ای مژه خونریز توچون ناوک دل دوز
  59. شمارهٔ ۲۳۹ داد آن هفته ز بس یار شرابم دو سه روز
  60. شمارهٔ ۲۴۰ دل تومایل جفا است هنوز

متن اشعار به نقل از گنجور.