پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

اگر از نقطه موهوم نشان خواهدبود

به گمانم رسد آن تنگ دهان خواهدبود

رفت دل در بر دلدار و شداسوده زغم

آری آن کو رسد آنجا به امان خواهد بود

تاکند سرو قدی جا به کنارم شب وروز

دامنم جوی و در او اشک روان خواهد بود

باغبان زود به رویم درگلشن بگشا

که چو بر هم بزنی مژه خزان خواهدبود

بوئی آرد ز سر زلف توگر بادصبا

به نثار رهش از ما دل وجان خواهدبود

سوزداز پرتو رخسار تو دل در بر من

حال دل ریش رخت ماه وکتان خواهد بود

گر نوازی بنواز ار بگدازی بگداز

کانچه میل تو بودمیل من آن خواهد بود

تو به من عهد ببستی و شکستی لیکن

عهدمن با توهمان است و همان خواهدبود

شب شعبان چوخوری باده چنان خور که به صبح

همه گویند که عید رمضان خواهد بود

از چه باشد حسدت ای که به فردا جسدت

خاک زیر لگد کوزه گران خواهد بود

یار درپرده واز دیده نهان است ولی

چشم بینا اگرت هست عیان خواهد بود

بخت بیدار اگر یار بلنداقبال است

هجر دلدار نصیب دگران خواهدبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷من پی دلبر و او را بر دل منزل بود
  2. شمارهٔ ۱۸۸از غم رویش مبین کز گریه چشمم نم بود
  3. شمارهٔ ۱۸۹من نه آن مستم که باک از شحنه وشاهم بود
  4. شمارهٔ ۱۹۰گفتم که دلا دلبر ما از چه غمین بود
  5. شمارهٔ ۱۹۱دل زخمدار و طره او مشکبو بود
  6. شمارهٔ ۱۹۲روشنی کف موسی همه ازروی تو بود
  7. شمارهٔ ۱۹۳دلم از موی توآشفته چنان است که بود
  8. شمارهٔ ۱۹۴دوش از برما یار نهان گشت وبری بود
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.