پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

هرکه را دیدم به دیدار رخت مشتاق بود

حسن رخسار تو از بس شهره آفاق بود

ماه چون روی تو بود ار ماه مشکین زلف داشت

سروچون قدتوبود ار سرو سیمین ساق بود

صفحه ی رویِ تو ، نیکو مستند می شد به حسن،

گرچه دیدم خطی ازعنبر بر او الحاق بود

طاق یا جفت آنچه داری دل زما بردی گرو

جفت ابروی توچون در دلربائی طاق بود

نیش کز شست توخوردم خوشترم ازنوش گشت

زهر کز دست تو آمد بهتر از تریاق بود

گر نمی بست آن بت شیرازیم شیرازه اش

دفتر حسن نکویان تاکنون اوراق بود

آن دهانی را که میگفتند داری دیدمش

تنگ تر از چشم مور واز دل عشاق بود

در برمن از غم آن آتشین رخ سوخت دل

چون غمش سوزنده تر ز آتش دلم حراق بود

از بلند اقبال تا جان خواستی ایثار کرد

تا نفرمائی که جان دادن به پیشش شاق بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸از غم رویش مبین کز گریه چشمم نم بود
  2. شمارهٔ ۱۸۹من نه آن مستم که باک از شحنه وشاهم بود
  3. شمارهٔ ۱۹۰گفتم که دلا دلبر ما از چه غمین بود
  4. شمارهٔ ۱۹۱دل زخمدار و طره او مشکبو بود
  5. شمارهٔ ۱۹۲روشنی کف موسی همه ازروی تو بود
  6. شمارهٔ ۱۹۳دلم از موی توآشفته چنان است که بود
  7. شمارهٔ ۱۹۴دوش از برما یار نهان گشت وبری بود
  8. شمارهٔ ۱۹۵پرده را بردار از رخسار بود
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.