پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۹

داد آن هفته ز بس یار شرابم دو سه روز

کرد چون نرگس بیمار خرابم دوسه روز

باز آن ماه گراید به وثاقم دو سه شب

سر بباید که زهر کار بتابم دو سه روز

دور از آن ماه دوهفته که زدآتش به دلم

غرقه ازگریه بسیار درآبم دوسه روز

تا مگر او به عیادت گذر آرد به سرم

به که چون مردم بیمار بخوابم دو سه روز

هفته ای رفته کز آن ماه ندارم خبری

روم اندر پی دلدار شتابم دوسه روز

می توان گفت جوان بخت وبلنداقبالم

بر در یار اگر بار بیابم دو سه روز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۱ساقی دگر شراب به جام از سبو مریز
  2. شمارهٔ ۲۴۲دلبری دارد آن قمر که مپرس
  3. شمارهٔ ۲۴۳دلبری می کند آن شوخ پری رو که مپرس
  4. شمارهٔ ۲۴۴خواست از دولب او یک بوس
  5. شمارهٔ ۲۴۵دلا غلام در دوست باش و سلطان باش
  6. شمارهٔ ۲۴۶خواه اندر کعبه باش وخواه در بتخانه باش
  7. شمارهٔ ۲۴۷زلف تو چو دودآمد وچهر تو چوآتش
  8. شمارهٔ ۲۴۸عقل را چندی زمن بیگانه می کردند کاش
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.