پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

جای من وتوزهدا کی به بهشت می شود

خاک من وتو عاقبت کوزه وخشت می شود

قهر خدا ولطف اوهست که جلوه میکند

آن بهتودورخ این به من باغ بهشت می شود

گر بخوریم ما وتو باده ز یک قدح به تو

آتش خرمن و به من شبنم کشت می شود

ورنه دو طفل از چه رو از پدری و مادری

خوب یکی شود یکی همچو تو زشت می شود

آگهی ار تو ز این سبب شرم مکن به من بگو

بهر چه این پلید و آن پاک سرشت می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵ای باعث ایجاد جهان احمد محمود
  2. شمارهٔ ۲۰۶بی سبب نبود که یار ازچشم خود دورم نمود
  3. شمارهٔ ۲۰۷آن پری پابست گیسوی گره گیرم نمود
  4. شمارهٔ ۲۰۸دردعشق یار را تدبیر نتوانم نمود
  5. شمارهٔ ۲۰۹دیشب خیال چشم تومستم چنان نمود
  6. شمارهٔ ۲۱۰وه که رم کرده غزالت را دل از من رام خواهد
  7. شمارهٔ ۲۱۱دوش ساقی پیشم آمد تاکه جام می دهد
  8. شمارهٔ ۲۱۲در ودیوار دل از عشق جانان چون خراب آید
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.