پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

ای باعث ایجاد جهان احمد محمود

ای گشته جهان وآنچه در او بهر تو موجود

لعل تو روانبخش تر از عیسی مریم

زلف تو زره سازتر از حضرت داود

پیش که برم حاجت وآرم به کجا روی

گردم اگر از درگه تو رانده ومردود

همچون دگران بود وصال تو نصیبم

می بود مرا نیز اگر طالع مسعود

اندر تن من نیست به جز عشق تومدغم

اندر دل من نیست مگر وصل تومقصود

کوراه که روی سوی توآریم به زاری

کزچار جهت بر رخ ما ره شده مسدود

اقبال بلندی که مرا بود ز عشقت

شد از بر منز انده هجران تو مفقود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷آن پری پابست گیسوی گره گیرم نمود
  2. شمارهٔ ۲۰۸دردعشق یار را تدبیر نتوانم نمود
  3. شمارهٔ ۲۰۹دیشب خیال چشم تومستم چنان نمود
  4. شمارهٔ ۲۱۰وه که رم کرده غزالت را دل از من رام خواهد
  5. شمارهٔ ۲۱۱دوش ساقی پیشم آمد تاکه جام می دهد
  6. شمارهٔ ۲۱۲در ودیوار دل از عشق جانان چون خراب آید
  7. شمارهٔ ۲۱۳دل ازتو بر نگیرم تا جان ز تن برآید
  8. شمارهٔ ۲۱۴نخواهد آمد آن دلبر دگر در بر اگر آید
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.