پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

قاصد برسان به یار کاغذ

وز یار به ما بیار کاغذ

گر گفت ز کیست گو که باشد

از خسته دلی فکار کاغذ

گو از چه سویم نمی فرستی

ای یار ستم شمار کاغذ

از لوح دل تو محو گشتم

یا نیست در آن دیار کاغذ

بوئی اگر آوری ز زلفش

بهتر بود از هزار کاغذ

اقبالم اگر بلند باشد

آید سویم از نگار کاغذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲عاشق روی توام با کفر وایمانم چه کار
  2. شمارهٔ ۲۲۳با لب لعلت مرا با چشمه حیوان چه کار
  3. شمارهٔ ۲۲۴ریزم از بس خون زچشم اندرکنار
  4. شمارهٔ ۲۲۵پرده را از روی خود انداخت یار
  5. شمارهٔ ۲۲۶التفاتی به ما ندارد یار
  6. شمارهٔ ۲۲۷زد سر زلف خود آن دلبر که اکنون دل ببر
  7. شمارهٔ ۲۲۸ای دلمناز دهانت تنگ تر
  8. شمارهٔ ۲۲۹تا به کی از دوری روی تو باید کرد صبر
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.