پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال

بلند اقبال

غزلیات

۵۱۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۸۱ توبه زلف از پی آزار دلم شانه کشی
  2. شمارهٔ ۴۸۲ ای نازنین شمایل آشوب عقل وهوشی
  3. شمارهٔ ۴۸۳ بتا به کشتن ما عاشقان چه می کوشی
  4. شمارهٔ ۴۸۴ همچو چهرت کی بود آتش چوزلفت دودکی
  5. شمارهٔ ۴۸۵ زدستم بر نمی آید که در زلفت زنم چنگی
  6. شمارهٔ ۴۸۶ توعجب سست عهد وسخت دلی
  7. شمارهٔ ۴۸۷ بیاد ابروی تو شد قدم به شکل هلالی
  8. شمارهٔ ۴۸۸ نه همچوعارض تو به گلشن بود گلی
  9. شمارهٔ ۴۸۹ چون پریشانی به زلف یار دارد عالمی
  10. شمارهٔ ۴۹۰ دین ودل برده ازکفم صنمی
  11. شمارهٔ ۴۹۱ بوسه دل از لعل جان بخشت هوس داردهمی
  12. شمارهٔ ۴۹۲ بوی یار مهربان آیدهمی
  13. شمارهٔ ۴۹۳ آن مه فکنده از زلف بررخ حجاب نیمی
  14. شمارهٔ ۴۹۴ آشوب شهری شورجهانی
  15. شمارهٔ ۴۹۵ نمی شنیدم اگرگاهی از لبت سخنی
  16. شمارهٔ ۴۹۶ گفتی از چیست که شیرین سخنی
  17. شمارهٔ ۴۹۷ سروقد غنچه دهن گل بدنی
  18. شمارهٔ ۴۹۸ عجب از چشم سیه راهزنی
  19. شمارهٔ ۴۹۹ ز آتشین رخ آتشم تا کی به خرمن می زنی
  20. شمارهٔ ۵۰۰ تو آتشین رخ اگر سر به زیر آب کنی
  21. شمارهٔ ۵۰۱ بت پرستی می کنم جا در کلیسا گر کنی
  22. شمارهٔ ۵۰۲ چنگی به زلف اوزدم گفتا جسارت می کنی
  23. شمارهٔ ۵۰۳ در کجائی شب و روز ای دل اگر یار منی
  24. شمارهٔ ۵۰۴ سروها دیده ام به هر چمنی
  25. شمارهٔ ۵۰۵ نظر در آینه کن تا جمال خویش ببینی
  26. شمارهٔ ۵۰۶ اگر در آینه روزی جمال خویش ببینی
  27. شمارهٔ ۵۰۷ چشمت خدای داده که صاحب نظر شوی
  28. شمارهٔ ۵۰۸ ای دل به جان بکوش که اهل نظر شوی
  29. شمارهٔ ۵۰۹ ای وجودت مظهر لطف الهی
  30. شمارهٔ ۵۱۰ ای گدای در توهر شاهی
  31. شمارهٔ ۵۱۱ به ماه وسرو تو رانسبتی نبودگهی
  32. شمارهٔ ۵۱۲ سزد کز حسن در عالم کنی دعوی به یکتائی
  33. شمارهٔ ۵۱۳ با سنگ بت سنگدلم گفت ز مائی
  34. شمارهٔ ۵۱۴ تنها همی نه با من با هر کس آشنائی
  35. شمارهٔ ۵۱۵ من به پیش خویش می پنداشتم یارم توئی
  36. شمارهٔ ۵۱۶ از چیست ترشرویی؟ بهر چه تلخ گویی؟
  37. شمارهٔ ۵۱۷ روا نباشد اگر گویمت که مه روئی

متن اشعار به نقل از گنجور.