پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۶

توعجب سست عهد وسخت دلی

گاه دلبند وگاه دل گسلی

غیرت دلبران چین وتتار

رشک خوبان خلخ وچگلی

من به هجر تو مبتلا نشوم

به دل وجان من چومتصلی

توکجا وقدنگار ای سرو

او چمان آید وتو پا به گلی

ز آن لب و زلف ای بلنداقبال

تا کی آشفته ای وتنگدلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۸نه همچوعارض تو به گلشن بود گلی
  2. شمارهٔ ۴۸۹چون پریشانی به زلف یار دارد عالمی
  3. شمارهٔ ۴۹۰دین ودل برده ازکفم صنمی
  4. شمارهٔ ۴۹۱بوسه دل از لعل جان بخشت هوس داردهمی
  5. شمارهٔ ۴۹۲بوی یار مهربان آیدهمی
  6. شمارهٔ ۴۹۳آن مه فکنده از زلف بررخ حجاب نیمی
  7. شمارهٔ ۴۹۴آشوب شهری شورجهانی
  8. شمارهٔ ۴۹۵نمی شنیدم اگرگاهی از لبت سخنی
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.