پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال

بلند اقبال

غزلیات

۵۱۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ لب لعل تو یاقوت است مرجان راست یاقوتم
  2. شمارهٔ ۳۰۲ خراب کرد فراق رخ تو بنیادم
  3. شمارهٔ ۳۰۳ دست درحلقه آن زلف پریشان کردم
  4. شمارهٔ ۳۰۴ دوش در مستی به زلف یار چنگی می زدم
  5. شمارهٔ ۳۰۵ کافرم خوانند چون عاشق بدان دلبر شدم
  6. شمارهٔ ۳۰۶ پای بند خم آن زلف گره گیر شدم
  7. شمارهٔ ۳۰۷ از چهر آتشین تو آتش به جان شدم
  8. شمارهٔ ۳۰۸ گر چون دهان دوست ز غم بی نشان شدم
  9. شمارهٔ ۳۰۹ ای دل اگر یار منی در عشق شو ثابت قدم
  10. شمارهٔ ۳۱۰ نیارد سروهرگز میوه من چیزی عجب دیدم
  11. شمارهٔ ۳۱۱ یک آه اگر از دل صد چاک برآرم
  12. شمارهٔ ۳۱۲ چنان اندر کمند طره جانان گرفتارم
  13. شمارهٔ ۳۱۳ ز بسکه روز وشب اندر خیال دلدارم
  14. شمارهٔ ۳۱۴ تو راگمان که مناز دوری تو جان دارم
  15. شمارهٔ ۳۱۵ نه میل سیر گلشن نه تقاضای چمن دارم
  16. شمارهٔ ۳۱۶ تعالی الله زجانانی که دارم
  17. شمارهٔ ۳۱۷ نه من به عشق تو امروز خسته وزارم
  18. شمارهٔ ۳۱۸ من نه از زلف بتان این سان پریشان روزگارم
  19. شمارهٔ ۳۱۹ من همی گویم که عاشق بر رخ آن دلبرم
  20. شمارهٔ ۳۲۰ من از فراق توتاچندسوزم وسازم
  21. شمارهٔ ۳۲۱ خرم آندم که از این بزم جهان برخیزم
  22. شمارهٔ ۳۲۲ دل من هست چو عمان دهان شد صدفم
  23. شمارهٔ ۳۲۳ گفتم این شور من ازچیست بگفت از نمکم
  24. شمارهٔ ۳۲۴ در خم زلف توتا گشته گرفتار دلم
  25. شمارهٔ ۳۲۵ ای دل آزار مباش از پی آزار دلم
  26. شمارهٔ ۳۲۶ خیمه زدسلطان عشق اندر دلم
  27. شمارهٔ ۳۲۷ خیال رویتوبیرون نمی رودزدلم
  28. شمارهٔ ۳۲۸ از فراقت نه چنان تنگ دلم
  29. شمارهٔ ۳۲۹ گفتم که مهی گفت که ماهست غلامم
  30. شمارهٔ ۳۳۰ اگر بداگر خوبم از دوستانم
  31. شمارهٔ ۳۳۱ زنده دور از روی آن سیمین تنم
  32. شمارهٔ ۳۳۲ گفتمش دیوانه ام گفتا که زنجیرت کنم
  33. شمارهٔ ۳۳۳ ز آب چشم از بسکه روز و شب زمین را تر کنم
  34. شمارهٔ ۳۳۴ تونوبهار منی نوبهار را چکنم
  35. شمارهٔ ۳۳۵ شد وقت آنکز بی خودی وصفی ز دلداری کنم
  36. شمارهٔ ۳۳۶ گر توگوئی بت پرستم بت پرستی میکنم
  37. شمارهٔ ۳۳۷ همچو چشم آن صنم بی باده مستی می کنم
  38. شمارهٔ ۳۳۸ ز حال من خبرت نیست کز فراق تو چونم
  39. شمارهٔ ۳۳۹ تا که خود را ز بر دوست جدا می‌بینم
  40. شمارهٔ ۳۴۰ نه از وصل تو دلشادم نه در هجر تو غمگینم
  41. شمارهٔ ۳۴۱ تا گدای درتوام شاهم
  42. شمارهٔ ۳۴۲ توگرماه منی من ماه تابان را نمی خواهم
  43. شمارهٔ ۳۴۳ توسلیمانی وما مورتوایم
  44. شمارهٔ ۳۴۴ ما اگر خاریم اگر گل از گلستان توایم
  45. شمارهٔ ۳۴۵ توصاحب کرمی ما گدای کوی توایم
  46. شمارهٔ ۳۴۶ ما کجا کی عاشق دلخسته ایم
  47. شمارهٔ ۳۴۷ ما عاشقان مست دل از دست داده ایم
  48. شمارهٔ ۳۴۸ دین ودل درعشق یار از گفتگوئی داده ایم
  49. شمارهٔ ۳۴۹ گوئیم عاشقیم وز هجرت نمرده ایم
  50. شمارهٔ ۳۵۰ ما به یاد آن پری دیوانه ایم
  51. شمارهٔ ۳۵۱ در تصور ما که ما بینای روی دوستیم
  52. شمارهٔ ۳۵۲ یک یار وفادار دراین شهر ندیدیم
  53. شمارهٔ ۳۵۳ ما روز ازل عاشق رخسار توبودیم
  54. شمارهٔ ۳۵۴ ما ز گیسوی پریشانی تو آشفته تریم
  55. شمارهٔ ۳۵۵ ز سوز عشق تودرسینه آتشی داریم
  56. شمارهٔ ۳۵۶ ساقی به یاد چشم وی برخیز و ده جام مِیَم
  57. شمارهٔ ۳۵۷ آگه نیی که بیتو شب و روز چون کنیم
  58. شمارهٔ ۳۵۸ کسی نشدخبر از حال ما که ما چونیم
  59. شمارهٔ ۳۵۹ دل به من گوید ز غم کز شهر در هامون رویم
  60. شمارهٔ ۳۶۰ به که ما دیوانه از عشق پری روئی شویم

متن اشعار به نقل از گنجور.