پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۳

توسلیمانی وما مورتوایم

لیک شیریم چومنظور توایم

غائب از چشمی و حاضر به خیال

تو مپندار که ما دور توایم

چه غم از فتنه چشمت شب وروز

که گرفتار شر و شور توایم

توگر از تندی خو زنبوری

ما به پیش تو چو انگورتوایم

هر خطائی که بکردیم وکنیم

همه زآنروست که مغرور توایم

گر بجنگیم به شاه توران

همه رستم جگر از زور توایم

گر کلیم تو بلند اقبال است

همه گویند که ما طور توایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۵توصاحب کرمی ما گدای کوی توایم
  2. شمارهٔ ۳۴۶ما کجا کی عاشق دلخسته ایم
  3. شمارهٔ ۳۴۷ما عاشقان مست دل از دست داده ایم
  4. شمارهٔ ۳۴۸دین ودل درعشق یار از گفتگوئی داده ایم
  5. شمارهٔ ۳۴۹گوئیم عاشقیم وز هجرت نمرده ایم
  6. شمارهٔ ۳۵۰ما به یاد آن پری دیوانه ایم
  7. شمارهٔ ۳۵۱در تصور ما که ما بینای روی دوستیم
  8. شمارهٔ ۳۵۲یک یار وفادار دراین شهر ندیدیم
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.