پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۶

ما کجا کی عاشق دلخسته ایم

عشق را برخود به تهمت بسته ایم

از غم بی آلتی افسرده ایم

حاش لله کی کجا وارسته ایم

اینکه پروازی نمی بینی زما

همچو مرغ بال وپر بشکسته ایم

اینکه جولائی نمی آریم ما

زیر بار محنت وغم خسته ایم

چون بلنداقبال بی دل روز وشب

بر سر راه طلب بنشسته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۸دین ودل درعشق یار از گفتگوئی داده ایم
  2. شمارهٔ ۳۴۹گوئیم عاشقیم وز هجرت نمرده ایم
  3. شمارهٔ ۳۵۰ما به یاد آن پری دیوانه ایم
  4. شمارهٔ ۳۵۱در تصور ما که ما بینای روی دوستیم
  5. شمارهٔ ۳۵۲یک یار وفادار دراین شهر ندیدیم
  6. شمارهٔ ۳۵۳ما روز ازل عاشق رخسار توبودیم
  7. شمارهٔ ۳۵۴ما ز گیسوی پریشانی تو آشفته تریم
  8. شمارهٔ ۳۵۵ز سوز عشق تودرسینه آتشی داریم
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.