پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال

بلند اقبال

غزلیات

۵۱۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ روز است وآفتاب است شمع و چراغ جوئیم
  2. شمارهٔ ۳۶۲ یا رب آن عمر ز من رفته به من بازرسان
  3. شمارهٔ ۳۶۳ نیست غم پروانه را از سوختن
  4. شمارهٔ ۳۶۴ پیش شمع عارضش پروانه می باید شدن
  5. شمارهٔ ۳۶۵ چه بد آغاز وسرانجام چه خواهدبودن
  6. شمارهٔ ۳۶۶ ای دل نیی عاشق برو بر خویشتن بهتان مزن
  7. شمارهٔ ۳۶۷ ای پادشاه خوبان رحمی بر این گدا کن
  8. شمارهٔ ۳۶۸ در آئینه بر عارض خود نظر کن
  9. شمارهٔ ۳۶۹ ساقی ار باده دهی ساغر ما را خم کن
  10. شمارهٔ ۳۷۰ گفت یار ار عاشقی از سوختن پروانکن
  11. شمارهٔ ۳۷۱ خود را به شمع او دلا در سوختن پروانه کن
  12. شمارهٔ ۳۷۲ شد ز آب چشمه چشم جویم روان به دامن
  13. شمارهٔ ۳۷۳ ساقی امشب می دهی گر می به من
  14. شمارهٔ ۳۷۴ فراق یار چه دانی چه می کندبا من
  15. شمارهٔ ۳۷۵ بیدار شد ز خواب بخت به خواب من
  16. شمارهٔ ۳۷۶ خرم آن دم که نشنید بت من در بر من
  17. شمارهٔ ۳۷۷ هر که را بدخو است یار آگه بود از حال من
  18. شمارهٔ ۳۷۸ باز افتاده به یاد رخ جانان دل من
  19. شمارهٔ ۳۷۹ چشمه حیوان من شد لب جانان من
  20. شمارهٔ ۳۸۰ آتشی عشق زد به خرمن من
  21. شمارهٔ ۳۸۱ ای ترک مشک طره کافور روی من
  22. شمارهٔ ۳۸۲ این صنم کیست که نبود بشری بهتر از این
  23. شمارهٔ ۳۸۳ من پیرم و دل مرده تو داری به جبین چین
  24. شمارهٔ ۳۸۴ روی ننموده ربودی دل ودین
  25. شمارهٔ ۳۸۵ تو از فرهاد دل بری نه شیرین
  26. شمارهٔ ۳۸۶ گفتمش چون بینمت ای نازنین
  27. شمارهٔ ۳۸۷ در نافه از خطا مشک می زدبسی دم از بو
  28. شمارهٔ ۳۸۸ هر صفائی که دارد آن مه رو
  29. شمارهٔ ۳۸۹ دیشب من و دل تا سحر کردیم از بس گفتگو
  30. شمارهٔ ۳۹۰ ای بت ماه روی مشکین مو
  31. شمارهٔ ۳۹۱ چومریخی ز خون چون ماهی از رو
  32. شمارهٔ ۳۹۲ ای دل چنین بازی مکن با طره طرار او
  33. شمارهٔ ۳۹۳ گر کنی پیدا رهی ای شانه درگیسوی او
  34. شمارهٔ ۳۹۴ اگر به حکم قضا می شود رضا دل تو
  35. شمارهٔ ۳۹۵ چشمم فتد در آینه گر برجمال تو
  36. شمارهٔ ۳۹۶ هر کس افتد به خیال من وتو
  37. شمارهٔ ۳۹۷ ای قدم خم گشته تر ز ابروی تو
  38. شمارهٔ ۳۹۸ من چیستم که دم زنم از عشق روی تو
  39. شمارهٔ ۳۹۹ بسته دلم را به بند حلقه گیسوی تو
  40. شمارهٔ ۴۰۰ مرا ترکی است غارتگر سنان‌مژگان کمان‌ابرو
  41. شمارهٔ ۴۰۱ بر درد دل خسته ام دوست دوا شو
  42. شمارهٔ ۴۰۲ دل در برم دیوانه شد زنجیر زلف یار کو
  43. شمارهٔ ۴۰۳ دیوانه شد دل در برم زنجیر زلف یار کو
  44. شمارهٔ ۴۰۴ گفتم بده بوسی ز لب گفتا زر وسیم توکو
  45. شمارهٔ ۴۰۵ آری اگر ای بادز دلبر خبری کو
  46. شمارهٔ ۴۰۶ از مژه سنان داری وجوشن به بر ازمو
  47. شمارهٔ ۴۰۷ آینه در پیش خود بگرفت وگفتا کن نگاه
  48. شمارهٔ ۴۰۸ به حسن چون تو نه آید کسی نه آمده بالله
  49. شمارهٔ ۴۰۹ عکس رخ آن ماه در جام شراب انداخته
  50. شمارهٔ ۴۱۰ در دلم عشق آتشی افروخته
  51. شمارهٔ ۴۱۱ عاشق روی نگارم کفر چه ایمان چه
  52. شمارهٔ ۴۱۲ در شاه نشین دل من یار نشسته
  53. شمارهٔ ۴۱۳ ز مو قیمت مشک وعنبر شکسته
  54. شمارهٔ ۴۱۴ دل جای در آن طره طرار گرفته
  55. شمارهٔ ۴۱۵ مگومرا ز چه دلبر ز برجدا کرده
  56. شمارهٔ ۴۱۶ سلطان عشق ما را سرباز خویش کرده
  57. شمارهٔ ۴۱۷ گردش چشم تو مستم کرده
  58. شمارهٔ ۴۱۸ بر آتش دلم آن مه ز مهر آب زده
  59. شمارهٔ ۴۱۹ خیز ای بت من باده گلگون کهن ده
  60. شمارهٔ ۴۲۰ تا ز دلم خبر شوی آینه پیش روی نه

متن اشعار به نقل از گنجور.