پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۳

ساقی امشب می دهی گر می به من

ساغر از کف نه به من می ده به من

گو به خادم تا رود در پیش یار

گوید او راتا بیاید پیش من

آمدی در پیش من خوش آمدی

ای نگار گلرخ نسرین بدن

نه چورخسارت بود ماه فلک

نه چو بالایت بود سروچمن

ماه راکی بوده زلف عنبرین

سرو را کی بوده بر مشک ختن

خیز وجامی ده بلنداقبال را

تا بگوید وصف میرمؤتمن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۵بیدار شد ز خواب بخت به خواب من
  2. شمارهٔ ۳۷۶خرم آن دم که نشنید بت من در بر من
  3. شمارهٔ ۳۷۷هر که را بدخو است یار آگه بود از حال من
  4. شمارهٔ ۳۷۸باز افتاده به یاد رخ جانان دل من
  5. شمارهٔ ۳۷۹چشمه حیوان من شد لب جانان من
  6. شمارهٔ ۳۸۰آتشی عشق زد به خرمن من
  7. شمارهٔ ۳۸۱ای ترک مشک طره کافور روی من
  8. شمارهٔ ۳۸۲این صنم کیست که نبود بشری بهتر از این
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.