پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۶

هر کس افتد به خیال من وتو

خون کندگریه به حال من وتو

چون من از عشق توو چون تو به حسن

نیست در شهر مثال من وتو

به تو خون من ومی از کف تو

باد این هر دو حلال من وتو

فرودین تو و دیماه من است

شب و روز ومه و سال من وتو

قصه دوزخ و فردوس بود

شرحی از هجر و وصال من وتو

صبر خواهی تو ز من من زتو وصل

آه از این فکر محال من و تو

همه خوانندبلنداقبالم

زجواب وز سؤال من وتو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۸من چیستم که دم زنم از عشق روی تو
  2. شمارهٔ ۳۹۹بسته دلم را به بند حلقه گیسوی تو
  3. شمارهٔ ۴۰۰مرا ترکی است غارتگر سنان‌مژگان کمان‌ابرو
  4. شمارهٔ ۴۰۱بر درد دل خسته ام دوست دوا شو
  5. شمارهٔ ۴۰۲دل در برم دیوانه شد زنجیر زلف یار کو
  6. شمارهٔ ۴۰۳دیوانه شد دل در برم زنجیر زلف یار کو
  7. شمارهٔ ۴۰۴گفتم بده بوسی ز لب گفتا زر وسیم توکو
  8. شمارهٔ ۴۰۵آری اگر ای بادز دلبر خبری کو
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.