پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۶

گر توگوئی بت پرستم بت پرستی میکنم

ور توسازی نیستم دعوی هستی می کنم

می کشان مستی اگر از نشئه می کنند

من به عشق روی تو بی باده مستی می کنم

دل همی خواهد تو راگرد فدای خاک راه

بخت اگر یاری کند من پیشدستی می کنم

نیست امروزی گرت هستم غلام ازجان ودل

پیروی از عهدو پیمان الستی می کنم

برتری گر از فلک جست این بلنداقبال من

باز پیش پای توافتاده پستی می کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۸ز حال من خبرت نیست کز فراق تو چونم
  2. شمارهٔ ۳۳۹تا که خود را ز بر دوست جدا می‌بینم
  3. شمارهٔ ۳۴۰نه از وصل تو دلشادم نه در هجر تو غمگینم
  4. شمارهٔ ۳۴۱تا گدای درتوام شاهم
  5. شمارهٔ ۳۴۲توگرماه منی من ماه تابان را نمی خواهم
  6. شمارهٔ ۳۴۳توسلیمانی وما مورتوایم
  7. شمارهٔ ۳۴۴ما اگر خاریم اگر گل از گلستان توایم
  8. شمارهٔ ۳۴۵توصاحب کرمی ما گدای کوی توایم
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.