پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۰

به چین زلفت ار مشک ختا گفتم خطا گفتم

تورا مه گفتم ار مه را سها گفتم خطا گفتم

اگر قد تورا سرو سهی خواندم غلط خواندم

وگر خد تو را ماه سما گفتم خطا گفتم

تو را گر سست عهد وسخت دل گفتم مرنج از من

ندانستم غلط کردم خطا گفتم خطا گفتم

نگویدجز به جانان شرح حال خویشتن عاشق

من ار راز دل خود با صبا گفتم خطا گفتم

بلند اقبال مشک افشان کجا باشد هما را پر

اگر آن زلف را پر هما گفتم خطا گفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۲خراب کرد فراق رخ تو بنیادم
  2. شمارهٔ ۳۰۳دست درحلقه آن زلف پریشان کردم
  3. شمارهٔ ۳۰۴دوش در مستی به زلف یار چنگی می زدم
  4. شمارهٔ ۳۰۵کافرم خوانند چون عاشق بدان دلبر شدم
  5. شمارهٔ ۳۰۶پای بند خم آن زلف گره گیر شدم
  6. شمارهٔ ۳۰۷از چهر آتشین تو آتش به جان شدم
  7. شمارهٔ ۳۰۸گر چون دهان دوست ز غم بی نشان شدم
  8. شمارهٔ ۳۰۹ای دل اگر یار منی در عشق شو ثابت قدم
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.